مقاله روابط ساختاري بين بهزيستي روان شناختي با هوش هيجاني ادراک شده، توانايي کنترل تفکر منفي و افسردگي مادران کودکان کم توان ذهني و مقايسه آن با مادران کودکان عادي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۸ در پژوهش در حيطه كودكان استثنايي از صفحه ۱۰۳ تا ۱۲۰ منتشر شده است.
نام: روابط ساختاري بين بهزيستي روان شناختي با هوش هيجاني ادراک شده، توانايي کنترل تفکر منفي و افسردگي مادران کودکان کم توان ذهني و مقايسه آن با مادران کودکان عادي
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کم تواني ذهني
مقاله کنترل تفکر منفي
مقاله هوش هيجاني ادراک شده
مقاله افسردگي
مقاله بهزيستي روان شناختي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: ميكاييلي منيع فرزانه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف: پژوهش حاضر مطالعه يک مدل علي براي تبيين بهزيستي روان شناختي در مادران داراي کودکان کم توان ذهني و مقايسه آن با مادران کودکان عادي بود. روش: گروه نمونه اين مطالعه ۷۵ نفر مادر داراي کودک کم توان و ۷۵ مادر کودک عادي مدارس شهر اروميه بود که از نظر تحصيلات و طبقه اقتصادي – اجتماعي، و سن، جنس و پايه تحصيلي فرزندان همتا گرديده بودند. در مدل طراحي شده هوش هيجاني ادراک شده، کنترل تفکر منفي متغير برون زا (مستقل)، افسردگي متغير ميانجي و بهزيستي روان شناختي متغير درون زا در نظر گرفته شدند. جهت سنجش متغيرهاي مدل از آزمونهاي افسردگي بک، هوش هيجاني ادراک شده ماير و سالووي (TMMS)، آزمون کنترل تفکر ولز و ديويس و بهزيستي روان شناختي ريف استفاده شد. آزمونها از نظر ويژگيهاي روانسنجي از طريق تحليل عاملي اکتشافي و تاييدي مورد بررسي قرار گرفتند. بر اساس نتايج حاصل مدل اوليه اصلاح و سپس از طريق معادلات ساختاري آزمون شد. يافته ها: نتايج اين بررسي نشان داد مدل پيشنهادي در گروه داراي فرزند عادي برازش مناسبي داشته و متغيرهاي درون مدل بخوبي قادر به تبيين بهزيستي روان شناختي هستند ولي در گروه مادران کم توانان ذهني مدل قادر نيست آن را تبيين کند. متغيري که در هر دو گروه داراي مسير علي معني دار با بهزيستي روان شناختي بوده و مي توانست آن را تبيين نمايد راهبردهاي کنترل تفکر بود. نتيجه گيري: در گروه مادران دانش آموزان عادي متغيرهاي هوش هيجاني ادراک شده، توانايي کنترل تفکر منفي و افسردگي قادر به پيش بيني بهزيستي روانشناختي است اما در گروه مادران داراي کودک کم توان ذهني اين مدل فاقد کارآيي لازم است. براين اساس به نظر مي رسد بايد مدل ديگري براي مادران کودکان کم توان ذهني طراحي کرد که بر اساس پيشينه پژوهشي يکي از اجزاي آن شدت کم تواني ذهني کودک و طبق يافته هاي پژوهش اخير توانايي کنترل تفکر منفي باشد.