سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۲۰

نویسنده(ها):

محمد واعظ – عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه اصفهان
روح اله شهنازی – کارشناس ارشداقتصاد

چکیده:

یکی از مهم ترین وظایف عالمان علوم انسانی نظریه پردازی است . اهمیت نظریه پردازی بومی در علوم انسانی، از آنجا که مرتبط با انسان اس ت و رفتار و ویژگی – های فردی و جمعی انسانها متفاوت می باشد و به نوعی در این علوم عمدتا تئوری واحد، ثابت و جهان شمولی وجود ندارد، بسیار بیشتر از سایر علوم است. کمبود نظریه پردازی صحیح و معضل روش شناختی نظریه پردازی در علوم انسانی و خصو صاً علم اقتصاد از جمله مشکلات نظریه پردازی در علوم انسانی و علم اقتصاد کشور است . باتوجه به اینکه فرایند نظریه پردازی نیازمند یک مهندسی است و دانشمندان زیاد ی درباره متدهای نظریه پردازی کار کرده اند، به نظر می رسد متدولوژی لاکاتوش (با توجه به ایرادات و اردبه سایر متدها ) بتواند در طراحی نظریه پردازی علوم انسانی و علم اقتصاد کارایی بیشتری داشته باشد . این مقاله به دنبال بررسی امکان استفاده از چینش و متد لاکاتوش در نظریه پردازی اقتصادی کشور است. روش مطالعه این مقاله تحلیلی بااستفاد هاز مطالعات کتابخانهای است. مقاله در نهایت بدین نتیجه میرسد که برای نظریه پردازی در حوزه اقتصاد در این مقطع از تاریخ اقتصادی کشور میتوان از روش لاکاتوش استفاده کرد با این شرط که فروض هسته مقاوم به دقت انتخاب شوند (به طوری که نه صرفا اقتباسی باشند و نه فارغ از تجربیات عام بشری)؛به عبارتی فرض های هسته مرکزی اقتصاد مرسوم باید تعدیل شده و توسعه یابد