مقاله رويكرد و استراتژي هاي دانش آفريني در دانشگاه ها که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۴ در رشد فناوري از صفحه ۳۳ تا ۴۶ منتشر شده است.
نام: رويكرد و استراتژي هاي دانش آفريني در دانشگاه ها
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حميدي زاده محمدرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
بهره گيري از روشها، فرآيندها و سازوكارها در چارچوب رويكرد و استراتژي هاي توليد، حفظ و احياي دانش در دانشگاه هاي پر سابقه و پيشكسوت كشور نه تنها موجب تقويت ذخاير فكري، علمي و تجربي اعضاي هيات علمي و كاركنان آن مراكز مي شود، بلكه الگوي مناسبي براي مراكز دانشگاهي نوپا و جوان براي برخورداري از كاربست هاي توليد و ذخيره سازي دانش، دريافت دانش توليد شده و موجود از صنايع و ساير دانشگاه ها مي شود. توجه به اين جنبه هاي مديريت دانش، دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي را به عنوان سرچشمه هاي توليد، خلق و بازپروري دانش در كشور مطرح مي كند.
در اين مقاله با تشريح ضرورت ها و تبيين انواع مخازن دانش، رويکردهاي غني سازي دانش و انتقال آن بررسي مي شود، سپس استراتژي هاي توسعه دانش آفريني در چارچوب قابليت هاي سازماني دانشگاه ها و انديشه گرايي سيستمي در دستيابي به بالندگي و يادگيري سازماني مراکز آموزش عالي بررسي و تحليل مي شوند.
از راهکارهاي حفظ و انتقال دانش نيروهاي پر سابقه دانشگاهي که در مرحله بازنشستگي قرار گرفته اند به نيروهاي جوان و پرتحرک توجه به رويکرد و نظريه پردازي در کنار ارايه مدل هاي عملياتي چگونگي دانش آفريني دانشگاه ها در نيل به توسعه پايدار ملي ضرورتي بنيادي است.
براي ايجاد و هدايت وظيفه اي جديد به نام “مديريت دانش آفريني در دانشگاه ها” بايد نقش دانشگاه هاي جامع و پيشکسوت با سطح بالاي استانداردهاي پژوهشي و آموزشي در توليد و انتقال علم را در دانش آفريني به گونه اي نوشت که ساير دانشگاه ها بتوانند بخشي از نقش آموزشي اين دانشگاه ها را انجام دهند؛ تا دانشگاه هاي مزبور با پذيرش وظيفه جديد مديريت دانش آفريني، توازني پايدار ميان رهبري وظايف توليد علم، دانش آفريني انتقال علم و دانش و پرورش نيروي انساني متخصص و متعهد برقرار کنند. از اين نظر، نخستين رويکرد، فرهنگ سازي و تغيير بخشي از فرهنگ فعلي دانشگاه ها براي دستيابي به دانش آفريني پايدار است. فرهنگ دانشگاه ها بايد نشانگر دانش آفريني باشد و دانش را نوعي دارايي سرمايه اي به شمار آورد. ايجاد نگرش مثبت به پرورش دانش و نظام مند کردن آن، علاقه مندي به تسهيم دانش با ديگران از رويکردهاي بعدي موثر در پايداري دانش آفريني است.
در بستر تدوين برنامه هاي بلندمدت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کشور بايد ميان فرهنگ دانشگاه ها و طرح هاي مديريت دانش تعامل تضاعفي به وجود آورد. اگر نتوان طرح هاي توسعه اي مديريت دانش را با فرهنگ سازماني دانشگاه ها متناظر نمود. مديريت دانش در سطح کلان امکان رشد متوازن و پايدار پيدا نمي کند.
به هر حال، دانشگاها بايد در فرآيند دانش آفريني پايدار ملي، زيربناي سازماني مناسبي براي مديريت دانش به وجود آورند. اين زيربنا، استقرار مجموعه اي از وظايف، ساختارهاي سازماني و مهرت هاي و رفتارهايي براي استفاده از تک تک طرح هاي توسعه اي صنعتي و پژوهشي را امکان پذير مي سازد. پس از تدوين هدف هاف راهبردها و سياست هاي کلان در برنامه هاي عمراني کشور و در سطح خرد، مديران ارشد دانشکده ها و دانشگاه ها بايدبه حمايت شديد از طرح هاي دانش گرا بپردازند. اين ديران بايد همواره با القاي پيام هاي مبني بر حياتي بودن مديريت دانش و يادگيري سازماني در فضاي سازماني دانشگاه ها همت گمارند. طرح هاي دانش گرا علاوه بر تعامل با اهداف راهبردي دانشگاه ها و صنعت بايد با عوامل انگيزشي درازمدت اعضاي هيات علمي نيز در پيوند باشند.
اين مقاله از مدلي که در شکل (۱) ارايه شده براي تبين نقش دانش آفريني دانشگاه ها در توسعه پايدار بهره مي گيرد.