مقاله رويکرهاي مديريت دانش و الگوهاي شكاف هاي دانشي در عصر فناوري که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در رشد فناوري از صفحه ۴۱ تا ۴۸ منتشر شده است.
نام: رويکرهاي مديريت دانش و الگوهاي شكاف هاي دانشي در عصر فناوري
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مديريت دانش
مقاله اقتصاد دانش محور
مقاله شکاف دانشي
مقاله رويکرد سيستمي
مقاله رويکرد مکانيکي
مقاله رويکردشايستگي کليدي
مقاله فرهنگي / رفتاري رويکرد

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رحمان سرشت حسين
جناب آقای / سرکار خانم: سيماراصل نسترن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در اقتصاد دانش – محور، قابليت کسب دانش و توسعه، تسهيم و کاربرد آن در سازمان ها مي تواند منجر به خلق مزيت رقابتي پايدار براي آنها شود. به نظر مي رسد نخستين گام ورود به دنياي مديريت دانش، بررسي رويکردهاي موجود در رابطه با آن باشد. پس از آن بررسي شکاف هاي مديريت دانش، لازم و ضروري به نظر مي رسد، زيرا ناتواني سازمان ها در شناسايي و برطرف کردن اين شکاف ها پيش از پياده سازي برنامه هاي مديريت دانش، تاثيرات نامطلوبي بر مرحله پياده سازي آن مي گذارد. در اين مقاله، ابتدا، شرح کوتاهي از مديريت دانش و ضرورت پياده سازي آن بر اساس مقايسه آمار و ارقام کشورهاي پيشرو در مديريت دانش و شاخص هاي اقتصادي آنها ارايه شده است. همچنين در راستاي توجيه ضرورت مديريت دانش، به مقايسه ميزان سرمايه گذاري شرکتهاي پيشروي جهاني در فعاليت هاي تحقيق و توسعه به عنوان شاخصي از مديريت دانش با سودآوري و درآمد آنها پرداخته شده است. در بخش بعد، وضعيت رشد دانش در ايران از طريق ارايه رتبه ايران در رابطه با توليد علم در مقايسه با شانزده کشور ديگر ارايه شده است. در ادامه، پس از توضيح مختصري در رابطه با اقتصاد دانش – محور، کشورهايي با سطوح درآمدي بالا، از نظر رتبه اقتصاد دانش – محور با کشورهايي با سطح درآمد پايين و متوسط مقايسه شده اند. در بخش بعد، پيشينه مديريت دانش و سپس رويکردهاي مديريت دانش شامل رويکردهاي مکانيکي، سيستمي، مبتني بر شايستگي هاي کليدي و رفتاري – فرهنگي و در نهايت، دو الگوي شکاف هاي مديريت دانش شامل الگوي لاوريچ و پيرس و الگوي شکاف هاي دانشي لين و همکارانش ارايه شده است. در بخش نتيجه گيري، اولويت اتخاذ رويکردهاي سيستمي، فرهنگي / رفتاري و مبتني بر شايستگي هاي کليدي بر اتخاذ رويکرد سنتي مکانيکي و همچنين قابليت کاربرد مدل مبتني بر شرايط اجتماعي – اقتصادي و انگيزشي افراد در سطح کلان و مدل مبتني برشش شکاف مديريت دانش در سطح خرد عنوان شده است.