سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

مهیار عارفی –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] هدف این مقاله کنکاشی در رابطه بین سرمایه های اجتماعی و طراحی شهرهای جدید و توجه ویژه به دو مقیاس محله ای و منطقه ای است. طراحی در مقیاس محله به سلسله مراتب فضاهای عمومی می پردازد و مقیاس منطقه ای جوانب مرتبط به حسن مکان و هویت منطقه ای را مورد بررسی قرار می دهد. ۱- سرمایه های اجتماعی در مقیاس محله ای: ادبیات سرمایه اجتماعی به وضوح به رابطه مستقیم فیمابین عرصه فضاهای عمومی و سرمایه اجتماعی نمی نگرد. برخی بر این عقیده اند که ترتیب مشخصی از روابط حاکم بر عرصه های فضاهای شهری ( عمومی) باعث ایجاد نوعی معماری که ارتباطات و برخوردهای چهره به چهره را تسهیل می کند می شود Architecture of Engagement پیشگامان این نظریه معتقدند که برخی جنبه های طراحی در مقیاس خرد ( فضاهای عمومی) متوجه ارتباطات مثبت اجتماعی می شوند . حقیقتا اگر مطالعات آتی این نظریه را تائید کنند می توان انتظار داشت کهامتزاج عملکردهای اراضی شهری و تقویت ارتباطات پیاده که از ویژگی های New Urbanism ( نوشهر نشینی) هستند در مقایسه با طراحی واحدهای شهری رایج (PUDS) و Planned Unit Development مورد توجه بیشتری قرار گیرند . ۲- سرمایه های اجتماعی در مقیاس منطقه ای : حس وابستگی به مکان خود نوعی سرمایه اجتماعی محسوب می گردد. بهره برداری از سرمایه های اجتماعی نیز خود وجوه مشترکی با حس وابستگی به مکان دارد چرا که هر دو تابع گذشت زمان هستند . هر چه زمان بیشتری سپری شود احساس تعلق و وابستگی به مکان بیشتر می گردد و بالعکس در مراحل نخستن طراحی یک شهر جدید، نمی توان انتظار بسط و توسعه سرمایه های اجتماعی را داشت. به بیان دیگر، همانطور کOSTROM نیز بحث کرده سرمایه های اجتماعی با گذشته زمان و استفاده مدوام قوم بیشتری یافته و بالعکس در صورت عدم استفاده ضعیف تر و شکنندتر می شوند . بنابر این سئوال اساسی اینست که چه الگوهای فیزیکی کالبدی موجه شبکه های قویتر سرمایه اجتماعی در شهرهای چدید التاسیس شده و چه الگوهایی احیانا باعث تضعیف آنها می گردند.