سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنفرانس بین المللی استراتژیها و تکنیکهای حل مسئله

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

آرش قشمی – کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

چکیده:

در عصر آشوب و عدم قطعیت، کانونِ توجهِ مدیران، از برنامه ریزی های بلند مدت و پیش بینی های تحت شرایط اطمینان، به سمت مقابله با تغییرات ناگهانی محیطی و شرایط عدم قطعیت جلب شده است. این بدان معناست که مدیران ضمن برخورداری از توان برنامه ریزی و مدیریتی، نیازمند افزایش مهارت خود در حل مساله هستند. اما سوالی که این مقاله به دنبال پاسخگویی به آن است، این است که: آیا هر نوع استراتژی و ابزاری برای حل مساله، صرفنظر از اندازه و فوریت مساله مناسب است؟. پاسخ به این سوال منفی است، مسائل کوچک و بزرگ، ابزار و رویکرد متفاوتی را می طلبند. اندازه مساله تابعی از پیچیدگی، فوریت، شدت، اثرات اقتصادی و نیروی درگیر در مساله است، همچنین رویکردهای انتخاب استراتژی ها و ابزارهای حل مساله نیز به دو گروه عمده رویکردهای ارگانیکی (متکی به کشف و شهود و عملکرد مغز راست) و مکانیکی (متکی به تجزیه و تحلیل داده ها و برنامه ریزی های دقیق) تقسیم می شوند. اگر ابعاد مساله را از کوچک تا بزرگ بر روی یک پیوستار ترسیم کنیم و همچنین رویکردهای مختلف حل مساله را نیز بر پیوستاری دیگر ترسیم نماییم، پنجره ای با ۴ بخش پدید می آید. که این مقاله ضمن ارائه این مدل، به بررسی هریک از این بخشها پرداخته و نهایتا به این نتیجه می رسد که: به منظور حل مسائل کوچک تر اتخاذ روشهای ارگانیکی به چابکی و حل ماهرانه مساله منجر شده و همچنین حل مسائل بزرگ با رویکرد مکانیکی، به حل متفکرانه و برنامه ریزی شده مشکل می انجامد، اما تحمیل روش های مکانیکی به مسائل کوچک باعث افزایش فشار درونی سازمان شده و همچنین اصرار بر حل مسائل بزرگ به طریق ارگانیک، به بی نظمی و اغتشاش در سازمان می انجامد. انتخاب ابزار مناسب حل مساله و همچنین درجه ورود به جزئیات در آن، تابعی از بزرگی و پیچیدگی مساله است.