سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: نخستین کنفرانس توانمند سازی منابع انسانی

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

سید اکبر افجه – عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه هوایی شهید ستاری و دانشجوی دکتری
عبدالرضا میری – دکتری مدیریت بازرگانی، عضو هیأ

چکیده:

در سال های اخیر واژه توانمندسازی به بخشی از زبان روزمره مدیریت تبدیل شده است. [۱] ظهور این مفهوم را می توان با جنبش های مدیریت منابع انسانی و مدیریت کیفیت جامع یا توسعه منابع انسانی مرتبط دانست. کاربرد این مفهوم زمانی گسترش یافت که رقابت های جهانی، ضرورت انجام پژوهش های متعددی برای یافتن شکل های جدیدی از مدیریت که افراد را تشویق به ریسک پذیری، تعهد و نوآوری می نماید، اجتناب ناپذیر ساخت. این روند، به ویژه در حوزه های رهبری و فرهنگ سازمانی (حوزه هایی که در آنها تحقیقات نشان دادند، چگونه رهبران فرهمند و تحول گرا می توانند از طریق القاء آرمان گرایی، ایجاد ایمان قوی و اعمال کنترل های کلی در کارکنانشان نیرو به وجود آورند)، از نمود بیشتری برخوردار گردید. این تحقیقات بر اهمیت ترغیب به انجام وظیفه به جای تحمیل آنها، با معنادار ساختن کارها و با هویت ساختن مشاغل تأکید ورزیدند.
در این مقاله تلاش شده است با بررسی سیر تاریخی و توسعه ای موضوع توانمندسازی در حوزه منابع انسانی به توصیف و بیان مفاهیم و الگوهای موجود، بویژه در چارچوب رویکرد روانشاختی به آن پرداخته و ابعاد و شرایط این نوع توانمندسازی را در بستر ادبیات توانمندسازی تشریح نماید.