سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: نخستین همایش بین المللی تحولات جدید ایران و جهان

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

سیده نصرت شجاعی – دانشجوی دکتری سیاست و حکومت، دانشگاه پوترا مالزا
حسین آسایش – دانشجوی دکتری سیاست و حکومت، دانشگاه پوترا مالزا

چکیده:

آمارهای جهانی نشان میدهد زنان در بخشهای مختلف از جمله آموزش، استخدام، بهداشت، تغذیه، سیاست و آزادی های فردی و اجتماعی با تبعیض های گوناگون روبرو می شوند و این موضوع باعث شده است زنان در مقایسه با مردان از فرصت کمتری برای توسعه و پیشرفت خود و اجتماعی برخوردار شوند با توجه به اینکه زنان به عنوان نیمی از جمعیت بشری از ارکان اساسی رشد و توسعه جوامع بشمار می روند و بدون مشارکت فعال و گنجاندن دیدگاه آنان در تمام سطوح تصمیم گیری، اهداف برابری، توسعه و صلح قابل دستیابی نخواهد بود، حضور وسیع و سهیم شدن زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی را می توان از نشانه های سلامت دموکراسی و نمایانگر بلوغ فکری و رشد شعور اجتماعی هرجامعه محسوب نمود. حضور زنان ایرانی در ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز اگرچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷/۱۹۷۹) روند رو به رشدی داشته است و دولتمردان و برنامه ریزان، با تاکید بر موازین اسلامی و اصول قانون اساسی، به منظور توسعه کمی و کیفی حضورزنان در عرصه های مختلف برنامه های متعددی طرح ریزی کرده اند اما شواهد نشان می دهد به زنان به عنوان نیروی بنیادی در فرایند توسعه و تعالی کشور توجه کافی نشده و آنگونه که شایسته است از سهمی متناسب و همخوان با کار ویژه هایشان در ساختار قدرت اجتماعی برخوردار نشده اند با وجود گذشته سی سال ا زانقلاب اسلامی، زنان ایرانی علیرغم توانمندی ها و شایستگی ها در بخش های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هنوز نتوانسته اند به جایگاه در خور و شایسته ای در سطوح مدیریتی تصمیم گیری دست یابند. این مقاله با تاکید بر تئوری تفاوتهای جنسیتی، به بررسی موانع فرهنگی به عنوان اصلی ترین موانع مشارکت سیاسی – اجتماعی زنان می پردازد.