سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی ساماندهی جامعه عشایر ایران

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

عرت اله سام آرا – دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی (جامعه شناس روستایی و عشایری)

چکیده:

زنان عشایر که هنوز در نظام ایلیاتی و کوچندگی بسر می برند از جمله افرادی هستند که در رده بندی میزان مشارکت در تولید و سهم پذیری در اشتغال مولد ، از سایر زنان جامعه ما سهم بیشتری را در اختیار دارند و بعد از آنهم زنان روستایی هستند که در نظام های سنتی بهره برداری کشاورزی مثل نظام ملکی خانگی زندگی می کنند آنها از سحرگاه تا دیروقت شب را در خانه و مزرعه مشغول کار هستند. وظایف زن عشایری و روستایی در امور خانه داری و بخشی از فرایند تولید کشاورزی و دامداری و صنایع دستی چنان در هم امیخته است که گویی مکمل یکدیگرند در چنین نظامی است که دختر بچه ها از خرداسالی برای قبول مسئولیت های متفاوت ولی مکمل همدیگر تربیت می شوند و از همان دوران وظایف خانه داری و مشارکت در مزرعه و مرتع و کارگاه صنایع دستی را تجربه می کنند و به دلیل ثباتی که قرن ها در این نظام وجود داشته است آینده هر دختر بچه عشایری را می توان در رفتار مادرش مشاهده کرد. با تغییر نظام کشاورزی و انتقال از ارباب رعیتی به خرده مالکی و همچنین در فرایند اسکان عشایر و پیدایش زمینه های توسعه در نظام کوچ، زن روستایی،به مرور از مزرعه به خانه رانده شد و زن عشایر هم اکثریت وظایف خودش را در دامداری و صنایع تبدیلی سنتی از دست داد و خانه نشین شد. این تغییر که خیلی سریع و در طول کمتر از یک نسل و بدون برنامه ریزی اتفاق افتاده است گرچه عنوان توسعه را همراه خود دارد ولی هدیه آن به زن عشایری بیکار کردن او بوده بدون اینکه فعالیتی را برای اوقات فراغت به وجود آمده او جانشین کند. شاید هم او زمینه های بهره مندی از این تحولات را در خود نداشته است چون نه سواد مناسبی داشته که کتاب بخواند و نه کار دیگری می دانسته که تغییر شغل دهد و نه فرصتهای مناسبی در منطقه اسکان او وجود داشته است و لذا در مواردی نتیجه توسعه در عشایر، برای زن عشایری، رانده شدن او به حاشیه را همراه داشته است. در این مقاله برخی عوامل که در فرایند این تحول نقش دارند مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت پیشنهاداتی را برای کاهش خسارات اینگونه تحول ارائه شده است.