سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: پنجمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

فرشید تواضع – کارشناس ارشد MBA
جواد عطاریان – کارشناس ارشد ساخت و تولید

چکیده:

در سازمانهای تجاری، دانش در دو قملرو یافت می شود:
۱- نظام های اطلاعاتی و فرایندهای تجاری اطلاعات مدار (دانش به عنوان اطلاعات)
۲- کارکنان (دانش به عنوان منابع انسانی)
که هر دو نوع برای سازمان ارزشمندند. و سازمان برای اینکه موفق شود باید به رشد و توسعه هر دو نوع دانش به عنوان بخشی از دارائی های دانشی خود همت گمارد.
چون سازمانها فرایندهایی برای ایجاد اسناد دارند، ابزارهایی که به آنها کمک می کنند تا ای اسناد را ایجاد کنند به خوبی شناخته شده اند، و به همین ترتیب سازمان ها فرایندهایی برای محاسبه دارند ، که ابزارهایی که به محاسبه اعداد کمک می کنند نیز به خوبی شناخته شده اند، اما احتمالا بسیاری از سازمانها فرایند خلق دانش ندارند. در نتیجه مدیریت دانش به صورت یک روش یا مجموعه ای از شیوه های کار بدون فرایندی که بر اساس آن عمل می کند در می اید. ابزارهای مدیریت دانش، با هیچ فرایند خاصی همبستگی ندارند.
مدیریت دانش شیوه شناسایی، در اختیارگرفتن، ساماندهی ، و پردازش اطلاعات جهتخلق دانش می باشد، که پس از آن توزیع می شود و به عبارت دیگر در اختیار دیگران قرار می گیرد . در عمل مدیریت دانش، امیزه ای از رهبری کسب وکار و فرهنگ و فناوری می باشد. این جنبه ها با ظرافت به هم مرتبط میباشند. نه فناوری محض و نه یک رهیافت تجاری – فرهنگی هیچیک به تنهایی نمی تواند برنامه اثر بخش مدیریت دانشاراته کند. مدیریت دانش، در شکل نظری یک موضوع چند رشته ای است، که برای انسجام خود ازموضوعاتی نظیر ارتباطات میان فردی، یادگیری سازمانی، علم مدیریت، علم اطلاعات وموارد دیگر بهره می گیرد.