سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: کنفرانس بین المللی علوم انسانی و مطالعات رفتاری
تعداد صفحات: ۱۵
نویسنده(ها):
سیدمحمدحسین حسینی – دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه و عهده دار مکاتبات
سیدسروش اسدالهی – دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آمریکای شمالی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه

چکیده:
بعد از جنگ جهانی دوم موضوع امنیت اسراییل و تلاش ایالات متحده آمریکا مبنی بر تضمین حیات و امنیت آن در منطقه، همواره موجب بروز چالش ها، کشمکش ها و جنگ هایی میان بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای شده است. به عبارتی ایالات متحده آمریکا در راستای این تلاش و ایجاد توازن استراتژیک به نفع اسراییل در منطقه تا حدودی توانسته است کشورهای عربی را به صلح، حل اختلافات، به رسمیت شناختن اسراییل و تعمیق روابط ترغیب نماید اما این سیاست در مورد ایران و سوریه که از عناصر کلیدی جبهه مقاومت هستند تا کنون موفق نبوده است. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که اساسا ایالات متحده آمریکا سیاست امنیتی خود را در قبال بازیگران محور مقاومت به رهبری ایران و سوریه بر چه مبنایی ترسیم کرده است؟ در پاسخ به این سوال، فرضیه مورد نظر این است که ایالات متحده آمریکا با تاکید بر الگوی واقع گرایی از یک طرف به دنبال کسب مناطق راهبردی و ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه برای حفظ امنیت اسراییل و از طرف دیگر به دنبال کاهش قدرت و نفوذ بازیگران اصلی محور مقاومت یعنی کشورهای ایران و سوریه می باشد. مقاله حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری کتابخانه ای به بررسی سیاست امنیتی ایالات متحده آمریکا در قبال محور مقاومت با تاکید بر بازیگری کشورهای ایران و سوریه می پردازد.