تاکنون پژوهشهایی در زمینه نقد شخصیت در شاهنامه فردوسی به انجام رسیده که به شـماری از آنهـا اشـاره مـی شود: حسینعلی قبـادی (۱۳۸۸) در مقـالهای با عنوان »نقـد و بررسـی روانکاوانــهی زال از نگــاه آلفـرد آدلــر« عقـده ی حقارت را در زال تحلیل کرده است. همچنین، محمدرضا ترکی در سال ۱۳۷۹ در مقالهای با نام برادرکُشان» در شـاهنامه« عقدهی قابیل (برادرکشان) را در بخشهای مختلف شاهنامه مورد نقد قرار داده است.

احسـان قبـول (۱۳۸۸)، در تحقیقـی دیگر، با عنوان شخصیّت»شناسی شغاد در شاهنامه«به بررسی و تحلیل شخصیّت وی میپـردازد. مهـران مـرادی و احمـد امین در مقالهای با نام تحلیل» روان شناختی شخصیّت و زندگی فریدون بر پایهی مکتب روانکاوی زیگموند فروید«، یکـی از مهمترین و تاریخسازترین شخصیّتهای شاهنامه یعنی فریدون را در این گفتار مورد کنکـاش و بررسـی روانکـاوی قـرار دادهاست.

فردوسی در توصیف شخصیّتهای مهم شاهنامه به گونهای نشانهگذاری و تصـویر پـردازی کـرده کـه بـا تحلیـلهـای روانشناختی میتوان به لایههای روانی و شخصیّتی ایشان دست یافت؛ از جمله شخصیّتهای پیچیده روانی و اثرگـذار امـا منفی، شغاد، برادر ناتنی رستم است که چنان هنرمندانه و دقیق به نمایش گذاشته شده است که مـیتـوان علـل پیـدایش احساس حقارت و تبدیل آن به عقدهی حقارت را در او نسبت به رسـتم (بـرادرش) بیـان کـرد. همچنـین بررسـی کـنش و واکنش شغاد نسبت به زال (پدرش) موجب شکلگیری عقده ادیپ در روان او میشود که این هر دو عقده در نهایت او را به سوی عقدهی دیگری یعنی عقده قابیل (برادرکشی) سوق میدهند.

بنابراین در ایـن مبـحث بـه تحلیـل و نقــد شخصـیت شغاد بر پایـه مکتبهای روانشناختی پرداخته میشود. در این جُستار نگارنده بر آنست تا با بررسی مثلث عقدههای روانـی حقارت، قابیل و ادیپ در شخصیت شغاد به انگیزههای درونی وی بپردازد و دلایلـی را کـه شـغاد را بـه طـرف چـاه نـابرادر میکشاند تا دست به خون برادر شوید، بیان دارد.