مقاله شرايط شكل گيري يا افول رهبري كاريزمايي، مطالعه موردي دوره خاتمي ۱۳۷۶-۱۳۸۴ که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۷ در پژوهشنامه علوم سياسي از صفحه ۷ تا ۳۸ منتشر شده است.
نام: شرايط شكل گيري يا افول رهبري كاريزمايي، مطالعه موردي دوره خاتمي ۱۳۷۶-۱۳۸۴
این مقاله دارای ۳۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله كاريزما
مقاله موقعيت كاريزمايي
مقاله بحران اجتماعي
مقاله حلقه ياران

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: جلايي پور حميدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: فولاديان مجيد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تحقيق حاضر شرايط شكل گيري يا افول رهبري كاريزمايي و شرايط اجتماعي متناظر با آن را مورد توجه قرار مي دهد. بدين منظور دو مفهوم «ويژگي هاي رهبر» و «بحران»، نقطه آغاز تحقيق را تشكيل مي دهد. اين دو مفهوم در يك رابطه متقابل مورد بررسي قرار مي گيرند. در توضيح شكل گيري كاريزما، از يك سو، چهره اي بالقوه كاريزمايي با ويژگي هاي شخصيتي و گفتمان جديد و پاسخي براي بحران، وارد صحنه مي شود و به تدريج ويژگي هاي فكري و منش رهبر از راه هاي گوناگون به پيروان ريزش مي كند. از سوي ديگر، بحران به عنوان  بستر تمهيد كننده در ميان علاقه مندان شور و احساس بر مي انگيزد و اثرگذار مي شود. ابتدا احساس نياز به انديشه ها و راه حل نوآورانه، نياز به رهبري جديد و متفاوت از رهبران موجود را ايجاد مي كند، سپس شور و عواطف ناشي از مواجهه با بحران، علاقه مندان را آماده مي كند تا تحت تاثير فرايندهاي گروش كريزمايي به رهبر اعتماد كنند و به او پاسخي از سر علاقه بدهند. اين گروش، اگر با موفقيت هاي كاريزما تقويت شود، احتمالا اعتماد پيروان به رهبر، بيشتر شده و نيرو و موقعيت كاريزمايي تداوم مي يابد، اما اگر كاريزما به موفقيتي دست نيابد، از مشاركت اعتمادآميز پيروان براي تغيير كاسته مي شود و جامعه براي مدتي از وضعيت كاريزمايي خارج مي شود. برابر با ديدگاه فوق، يك نمونه تجربي- شخصيت و دوره خاتمي- را در جامعه ايران مورد بررسي قرار داده ايم. در اين مطالعه پتانسيل و ويژگي هاي كاريزمايي خاتمي مشخص شده، سپس به تحليل شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي دوره وي پرداخته شده و بدين سان از يك موقعيت كاريزمايي (كه از آن به عنوان جنبش اصلاحات نيز نام برده شده است) سخن به ميان آمده است. در جريان اين موقعيت كاريزمايي،‌ انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري (۱۳۷۶) به عنوان تسهيل كننده (كاتاليزور) عمل كرده است. بدين معنا كه براي جامعه فرصتي فراهم شده تا افكار و شعارهاي خاتمي نه تنها به عنوان شعارهاي يك شخص بلكه به منزله مطالبات عده زيادي از افراد كه براي رفع مشكلات (و بحران ها) جامعه خود به حركت در آمده اند، مورد توجه قرار گيرد. براي بررسي كاريزما و ميزان نفوذ خاتمي در ميان مردم از نظرسنجي هاي پيمايشي در اين دوره استفاده شده است. با تحليل ثانوي داده هاي موجود در اين نظر سنجي ها نشان داده شد كه در سال هاي ۸۰ و ۸۱ خاتمي از نگاه مردم واجد ويژگي هاي كاريزمايي بوده اما به تدريج به دليل ضعف در تحقق شعارها و برنامه ها درعمل (يا وجود چنين احساسي در ميان مردم) كاريزماي وي تا سال ۸۴ نزول كرد، اگر چه پس از سال ۸۴ و  در جريان تجربه هايي كه جامعه ايران داشته، احتمال ظهور مجدد كاريزما را نمي توان منتفي دانست.