مقاله شرح احوال و آثار خواجه يعقوب چرخي با نقد چاپ اخير تفسير او که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ در نامه فرهنگستان از صفحه ۱۱۴ تا ۱۲۹ منتشر شده است.
نام: شرح احوال و آثار خواجه يعقوب چرخي با نقد چاپ اخير تفسير او
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: شمس محمدجواد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چرخي، خواجه يعقوب، تفسير، به تصحيح حسنعلي محمدي و ليلا حمامي، ويرايش عربي: بتول علي نيا، فرتاب، تهران ۱۳۸۷، ۳۲۰ صفحه.
خواجه يعقوب چرخي (وفات: ۵ صفر (۸۵۱ منسوب به چرخ (شهري قديم از ولايت لوگر در مغرب افغانستان) مريد خواجه بهاء الدين نقشبند (۷۹۱-۷۱۷)، از عارفان پرآوازه و صاحب مقام طريقت نقشبنديه است. از او آثار عرفاني متعددي به فارسي بر جاي مانده كه از آن جمله است تفسير سوره حمد و سوره ملك تا پايان جزء سي ام به نثر و نظم فارسي آميخته به نظم عربي.
شرح حال
يعقوب بن عثمان بن محمود بن محمد غزنوي چرخي سررزي (آن چنان كه در مقدمه رساله انسيه او آمده است؛‌چرخي ۲، ص (۱۱، معروف به خواجه يعقوب چرخي، در خانواده اي مذهبي و اهل علم در سررز، از روستاهاي تابع چرخ (دهي واقع در ولايت غزنه)، ديده به جهان گشود. پدرش، به قول خواجه در تفسير، مردي متفي و اهل علم و ورع بوده است. وي، چنان كه در رساله ابداليه او آمده، تحصيلات مقدماتي را در زادگاهش نزد پدر و ديگر استادان آموخت (چرخي ۱، ص (۲۹-۲۸٫ سپس، به اشارت «خواجه خضر»، براي تكميل معلومات، به سيروسفر در بلاد روي آورد. نخست به هرات رفت و، در خانقاه خواجه عبداله انصاري (وفات: (۴۸۱، كه تا آن زمان برجابود، اقامت گزيد (احرار، ص ۲۹۷؛ واعظ كاشفي، ج ۱،‌ ص (۱۲۰-۱۱۹٫ در سال ۷۸۲، به بخارا سفر كرد و، در سر راه خود به فتح آباد، تفسير بيضاوي را خواند. در بخارا محضر بزرگان علم را درك كرد و از آنان اجازه فتوا يافت (چرخي ۳، ص (۱۲۶٫ پس از آن، به مصر رفت و، به همراه شيخ زين الدين ابوبكر خوافي (وفات: حدود (۸۳۴، به جمع شاگردان مولانا شهاب الدين سيرامي پيوست (واعظ كاشفي، ج ‌۱،‌ ص ۱۱۶، ۱۱۹؛ احرار، ص ۲۰۸؛ AlGAR 1995). سرانجام به بخارا بازگشت و، در آنجا، ضمن ادامه تحصيلات، به شنيدن آوازه خواجه بهاء‌ الدين نقشبند و تفال به كلام اله و برآمدن آيه اولئك الذين هدي اله فبهداهم اقتده (انعام (۹۰:۶ به محضر او شتافت. (چرخي ۲،‌ ص ۱۳-۱۲؛ جامي، ص ۴۰۲؛ واعظ كاشفي، ص (۱۱۷-۱۱۶٫