هاشم رضی در کتاب خود “گاه شماری و جشن های ایران باستان” به این موضوع اشاره کرده است:هاشم رضی در کتاب خود “گاه شماری و جشن های ایران باستان” به این موضوع اشاره کرده است:

شرح برگزاری جشن مهرگان در تاریخ بیهقی به چندین جا آمده است . در این اخبار متوجه می شـویم کـه رسـوم و آیـین هـای گذشته ، چون نشاط کردن و سرور و سماع و تغنّی و شراب نوشیدن ، اهدای هدایا و تهنیت گفتن و عرضه کردن قصاید سـتایش آمیز همراه با شاد باش های عید به چند روز برگزار می شده است . اما البته جهت حفظ شعایر اسلامی ، هرگاه این عیـدها مقـارن با ایام مذهبی اسلامی می شد، مراسم به سادگی برگزار می گشت. چنانکه به موجب تاریخ بیهقی ، هنگامی که مهرگان مصـادف با روز عرفه بود، چنین می شد: در روز چهارشنبه نهم ذوالحجـه امیر(امیـر مسـعود) بـه جشـن مهرگـان نشسـت و هدیـه هـا بسـیار آوردند و روز عرفه بود ، امیر روزه داشت و کسی را زهره نبودی که پنهان وآشکار نشاط کردی .(رضی، ۱۳۸۴،ص(۳۵۴۷
تکلفات و تشریفات برپایی جشن مهرگان :

در ایــن روز گیاهــان خوشــبویی همچــون اســپند ، عــود ، زعفــران و عنبــر در آتشــدانها مــی ریختنــد و همچنــین گیاهــانی چــون هــوم کــه باعــث شــعله ور گشــتن آتــش مــی شــد در پایــان مراســم، حضــار در اطــراف آتــش بــا فشــردن دســتهای همدیگر بر پایبندی بر عهد و پیمانهای گذشته تاکید می کردند.(ر.ک . مرادی غیاث آبادی ، ( ۸۳/۷/۱۵

فرخی نیز به برخی از تشریفات برپایی جشن مهرگان در دوره غزنوی اشـاره کـرده اسـت بـه عنـوان مثـال در مـدح امیـر محمـدبن محمـود غزنوی:
آیین همه چیز تو داری و تو دانی آیین مه مهر نگهدار و بمگذارآن کن که بدینوقت همیکردی هر سال خز پوش و به کاشانه شو از صفه و فروارفرمای که پیش تو بسازند حصاری از آهن و پولاد مر او را در و دیوارآتش بدو اندر فکن و عود فرو ریز تا عود بگویم که چه گفته ست ببازار (دیوان ،ص۱۱۳ ،ب ( ۲۱۸۸ – ۲۱۸۵

در تاریخ بیهقی نیز برخی از آداب و رسوم جشن مهرگان آورده شده است :
و روز شنبه بیست و چهارم ذی العقده مهرگان بود ، امیر رضی االله عنه به جشن مهرگان بنشسـت ، نخسـت در صـفه سـرای نـو در پیشگاه و هنوز تخت زرین و تاج و مجلس خانه راست نشـده بـود کـه آن را زرگـران در قلعـت راسـت مـی کردنـد….پس امیـر برخاست و به سرایچه ی خاصه رفت و جامه بگردانید و بدان خانه ی زمستانی بگنبد آمد که بر چپ صـفه ی بـار اسـت – … – و این خانه را آذین بسته بودند سخت عظیم و فراخ و آنجا تنوری نهاده بودند که به نردبان فراشان بر آنجا رفتندی و هیزم نهادنـدی و تنور بر جای است آتش در هیزم زدند و غلامان خوانسالار با بلسکها در آمدند و مرغان گردانیـدن گرفتنـد . ( بیهقـی ، ۱۳۸۷ ، ص ( ۷۲۴