مقاله شناخت تاثير طبقه اجتماعي بر نگرش نسبت به جريان نوگرايي در شهر اصفهان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در جامعه شناسي كاربردي (مجله پژوهشي علوم انساني دانشگاه اصفهان) از صفحه ۴۳ تا ۶۸ منتشر شده است.
نام: شناخت تاثير طبقه اجتماعي بر نگرش نسبت به جريان نوگرايي در شهر اصفهان
این مقاله دارای ۲۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نوگرايي
مقاله طبقه اجتماعي
مقاله عقلانيت
مقاله سودجويي
مقاله مصرف گرايي
مقاله انتقادگرايي
مقاله فردگرايي
مقاله آزاديخواهي
مقاله نگرش دموكراتيك
مقاله عرف باوري و علم گرايي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قاسمي وحيد
جناب آقای / سرکار خانم: وحيدا فريدون
جناب آقای / سرکار خانم: رباني خوراسگاني رسول
جناب آقای / سرکار خانم: ذاكري زهرا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
«نوگرايي» و «طبقه اجتماعي» هر دو مقولاتي هستند زاييده نظام سرمايه داري غرب كه هر كدام به طريقي منجر به ايجاد چالشهايي در جامعه مي گردند.هدف از بحث حاضر تبيين تضاد بين سنت و نوگرايي بر مبناي يكي از زمينه هاي اصلي تضاد در جامعه يعني تضاد طبقاتي است به بيان ديگرمقاله حاضر درپي آن است كه نشان دهد يكي از عوامل به وجود آورنده يا تشديد كننده تضاد بين نظام سنتي جامعه و ارزشهاي نوگرايانه، تضاد موجود در نحوه نگرش، بينش و نظام ارزشي افراد متعلق به طبقات مختلف اجتماعي مي باشد و در نتيجه مي توان با كاهش فاصله طبقاتي، تضاد بين نگرشهاي موجود در زمينه سنت گرايي و نوگرايي را نيز كاهش داد.
اين موضوع در قالب دو حوزه كلان جامعه شناختي قابل تبيين است: ۱) مكتب تضاد كه ويژگيهاي جامعه مدرن را پيامدهاي گريز ناپذير جامعه صنعتي، نظام سرمايه داري و روابط اقتصادي حاكم بر جامعه مي داند ۲) جامعه شناسي شناخت كه در پي تبيين زمينه هاي اجتماعي شكل گيري آگاهي مدرن است.
طي يك پژوهش ميداني نوگرايي در نه شاخص عقلانيت، سودجويي، مصرف گرايي، انتقاد گري، فردگرايي، آزاديخواهي، نگرش دموكراتيك، عرفي شدن و علم گرايي، در قالب طيف ليكرت، مورد سنجش قرار گرفته كه از مجموع نمرات افراد در هر يك از اين شاخصها، نمره كل نوگرايي آنها به دست مي آيد. بدين منظور ۳۸۲ نمونه به شيوه سهميه اي از بين شهروندان ساكن مناطق ده گانه شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. تعلق طبقاتي افراد مورد مطالعه نيز بر اساس شاخصهاي درآمد، تحصيلات، شغل، منطقه محل سكونت و مالكيت مسكن و خودرو تعيين گرديد و در نهايت از تحليل رابطه بين طبقه اجتماعي و نوگرايي نتايج زير به دست آمد:
بين طبقه اجتماعي و عقلانيت با سطح معني داري بالا و سطح خطاي كمتر از ۵ درصد، رابطه معني دار مشاهده شد.
بين طبقه اجتماعي و سودجويي رابطه معني دار مشاهده نشد و بين ساير شاخصها با طبقه اجتماعي نيز رابطه معني دار است. مقايسه ميانگين نمرات طبقات مختلف به صورت دوبه دو، طي آزمون توكي، نشان مي دهد كه دو طبقه بالا و پايين بيشترين ميزان اختلاف را در نگرش به شاخصهاي نوگرايي دارند و طبقه متوسط بينشي نزديك به طبقات بالا دارد. در كل مي توان گفت هر چه طبقه اجتماعي بالاتر باشد نگرش افراد نسبت به نوگرايي نيز مثبت تر خواهد بود و مي توان اميدوار بود كه كاهش فاصله طبقاتي، گامي موثر به سوي ايجاد جامعه اي مدرن باشد.