از آنجا که در روش کپستروم اصلاح شـده جداسـازي خطی دو بخش مربـوط بـه تـابع تبـدیل مجـراي صـوتی از طریق یک فیلتر کوتاهگذر و بخش مربوط بـه تـابع تبـدیل تحریـک توســط یــک فیلتــر بلنــدگــذر در حــوزة ضــرایب کپستروم به هدف هموارسازي طیف سیگنال صـوتی انجـام میپذیرد[۹]، بعلت همپوشانی متقابـل ضـرایب دوبخـش و عدم امکان جداسازي خطـی آنـدو بطـور کامـل از یکـدیگر تخمین خوبی از بخش تحریک کننـدة حنجـره بـه منظـور استخراج فواصل زمانی مابین باز و بـسته شـدنهاي تارهـاي صوتی قابل حصول نبـوده و همچنـان اثـر ضـرایب مجـراي صوتی باعث افزایش خطاي تخمین در این رویه خواهد بود.

بعلاوه اینکه در روش مزبور اثر تابع تبدیل مدل کنندة لـب همچنان بعنوان عامل بازدارندهاي در جهت تخمـین هرچـه دقیقتر فرکانس گام سیگنالهاي مورد نظر باقی خواهد ماند.

روش معمول دیگري که در تخمـین فرکـانس پایـهاي سیگنالهاي صوتی ناهنجـار در بیمـاران مبـتلا بکـار گرفتـه میشود، تحت عنوان استخراج دنباله زمانی سـیگنال فیلتـر شده در اطراف نخـستین فرمنـت ( اولـین قطـب غالـب در فیلتر مدل کنندة دینامیک مجراي صـوتی ) بـا اسـتفاده از می یک فیلتر میانگذر شناخته شود.[۶] اساس این روش بر ایـن ایـده اســتوار اسـت کـه اولـین فرمنـت، بیـان کننـدة ویژگیهاي ناحیهاي از مجراي صوتی انسان است که درست در بالاي حنجره واقع شده و برخـی نـشانههـاي مبنـی بـر آسیبدیدگی در حنجرة فرد بیمار در دنبالـه زمـانی تحـت عرض باند این ناحیه بروز خواهد کرد.

یکـی از دلایـل بـارز دردقت پایین چنـین روشـی در مقایـسه بـا اعمـال عملگـر انرژي بطور مستقیم بر سیگنال بازسازي شدة حنجره، ایـن است که در آن تعیین دقیق محل فرمنـت اول بـا روشـهاي رایج طیفی که به شدت تحت اثر پنجرهگـذاري هـستند بـا دقت بالایی ممکن نبوده و نیاز به پیادهسازي رویهاي جهت تعقیب محـل دقیـق فرمنتهـا (Formant Tracking) ، هرچند با وجود خطا، احساس میشود.

بعلاوه در شـرایطی که فرمنت اول و دوم به یکدیگر نزدیـک بـوده و بـه قـدري همپوشانی داشته باشند که با تقریب قابل قبولی از یکـدیگر متمایز نگردنـد خطـاي محاسـبات بـیش از پـیش افـزایش خواهد یافت. این در حالیست که همچنان، حتی درصـورت تعیین دقیق محل قرارگیري فرمنتها، اثر مخرب دامنه و فاز فیلتر مجراي صوتی و لب بر مؤلفه آشکارساز رفتار متنـاوب حنجره به قوت خود باقیست.