روش های شناخت

شناخت شناسی نخستین گام و سنگ بنای آشنائی با روشهای پژوهش است. روشهای شناخت بسیاری وجود دارد و قدمتی طولانی دارد. برای نمونه شناخت از طریق سیر و سلوک و عرفان یا شناخت از طریق مراجعه به افراد با صلاحیت از راه های کسب معرفت می باشند، اما در روش های تحقیق دو رویکرد اصلی از شناخت را میتوان مطرح کرد: رویکرد خردگرایانه : این رویکرد بر پایه قدرت تفکر استوار است و فرض بنیادی این روش آن است که عقلی قادر به شناخت همه پدیده ها است. استدلال قیاسی یعنی رسیدن از کلی به جز اساسی رویکرد خردگرایانه است که با مطالعات ارسطو آغاز شده است. رویکرد تجربی یا طبیعت گرایانه : این رویکرد بر پایه اصول پوزیتیویسم “استوار است یعنی فرض می شود واقعیت چیزی است که فرد می تواند به وسیله حواس خود ان را تجربه و حس کند. بنابراین میتوان متغیرهای یک پدیده پیچیده را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. استدلال استقرائی یعنی رسیدن از جز به کلی، اساس رویکرد تجربی است که در دوران رنسانس در برابر رویکرد خردگرایانه مطرح شد. معمولا هر پژوهش علمی دارای دو مرحله است. مرحله اول با استدلال قیاسی شروع می شود و در مرحله دوم با استدلال استقرائی به پایان میرسد. در استدلال قیاسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، فرضیه سازی، تدوین گویه ها و سنجه های هر فرضیه مورد توجه واقع میشود و در مرحله استدلال استقرائی جمع آوری، تلخیص و تجزیه و تحلیل دادهها و نتیجه گیری و مدلسازی انجام میگردد