سال انتشار: ۱۳۸۱

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیران کیفیت

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

مصطفی صدیقی – کارشناس ارشد مهندسی صنایع، مدیر آموزش گروه کارشناسان ایران IGS

چکیده:

امروزه ما در موقعیتی قرار گرفته ایم که شاید آخرین فرصتها برای پیوستن به قافله جهانی باشد. قطاری که با سرعت درحرکت است و از پیچی در حال گذر است که کاهش سرعت آن (و از قضا آنجاست که ما نشسته ایم) موقعیتی است (یا بود) که می توانستیم در آن موقع برآن سوار شویم و این قطار می توانست حداقل ما را با خود ببرد. رانندگانش البته دیگران اند ولی شاید دیگر هرگز قطاری نیاید.
زندگی یک اجبار است وخوب زندگی کردن یک هنر است که با سعی و تلاش بی وقفه و هدفمند و جهت دار حاصل می شود.
زندگی خوب اجتماعی در گرو تلاش جمعی و سازماندهی شده می باشد. آنچه از بدو جامعه شناسانه و موقعیت تاریخی با آن روبرو هستیم نظام مبتنی بر خواسته ها و منویات درونی افراد جامعه و فردگرایی است در مقابل نظام مبتنی بر خواسته های اجتماعی و سوسیالیسم که تجربه آن بدلایلی که در این مقاله حوضه و جایگاه پرداخته به آن نیست موفقیت آمیز نبوده است. در نظام مذکور که برآمده از شرایط و موقعیت تاریخی انقلاب صنعتی و بدنبال آن روباط ایجاد شده بعد از آن روی عوامل تولید، ارزش افزوده، مبادلات بازار و روابط حاکم بر آن و بسیاری عوامل پیدا و پنهان دیگر است ، فرد به عنوان یک عنصر تاثیرگذار و تاثیرپذیر تعریف شده و قابل توجه است. یعنی هر فرد از یک بعد باید مصرف کننده کالاها و خدماتی باشد که دراین نظام تولید و باز تولید می شود و هم می تواند این فرد با مصرف کالاها و خدمات، خود تولید کننده باشد.نظام مذکور بر این ویژگی ساده و در عین حال ماغیر سوال بوده و بیش از پیش بر آن تاکید دارد.