مقاله شناسايي مخمرهاي بيماري زاي جدا شده از عفونت هاي قارچي ناخن در تهران با استفاده از واکنش زنجيره اي پليمراز و برش آنزيمي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در مجله علوم پزشكي مدرس، آسيب شناسي زيستي (علوم پزشكي مدرس) از صفحه ۷۹ تا ۹۱ منتشر شده است.
نام: شناسايي مخمرهاي بيماري زاي جدا شده از عفونت هاي قارچي ناخن در تهران با استفاده از واکنش زنجيره اي پليمراز و برش آنزيمي
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله برش آنزيمي
مقاله شناسايي
مقاله عفونت قارچي ناخن
مقاله مخمر
مقاله واکنش زنجيره اي پليمراز

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قهري محمد
جناب آقای / سرکار خانم: ميرهندي سيدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: يادگاري محمدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: حاجي زاده ابراهيم
جناب آقای / سرکار خانم: شيدفر محمدرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف: عفونت قارچي ناخن (اونيکومايکوزيس) بيماري شايعي در همه جوامع است و حدود ۵۰ درصد بيماري هاي ناخن را تشکيل مي دهد. مخمرها از جمله عوامل مهم بروز اين عفونت ها هستند. شناسايي گونه هاي مخمري عامل، از نقطه نظر همه گيري شناسي و نيز از لحاظ انتخاب درمان مناسب، اهميت دارد. هدف از مطالعه حاضر شناسايي دقيق گونه مخمرهاي بيماري زاي جدا شده از عفونت هاي قارچي ناخن درسطح گونه به وسيله روش هاي مبتني بر DNA است.
مواد و روش ها: مخمرهاي جدا شده از ضايعات ناخن با توجه به ويژگي هاي ريخت شناسي آن ها شناسايي اوليه شدند. براي تعيين هويت مخمرها در سطح گونه،DNA  هر نمونه با استفاده از روش جوشاندن استخراج و ناحيه ITS موجود در DNA ريبوزومي به کمک واکنش زنجيره اي پليمراز (PCR) تقويت شد. قطعه تکثير شده به کمک آنزيم محدودالاثر MspI هضم اندونوکلئازي شد و ماهيت هر مخمر با توجه به تفاوت الگوي الکتروفورزي هر گونه تعيين شد. در اين مطالعه پروفايل آنزيمي جديدي براي افتراق نهايي کانديدا آلبيکنس و کانديدا دابلينينسيس به کار رفت. تعداد معدودي از مخمرها نيز به روش تعيين توالي ناحيه ITS شناسايي شدند.
نتايج: کانديدا آلبيکنس به ميزان ۴۵٫۶ درصد شايع ترين گونه و ساير گونه هاي شايع غير آلبيکنس شامل کانديدا پاراپسيلوزيس با ميزان ۲۲٫۵ درصد و کانديدا تروپيکاليس با ميزان ۲۱٫۸ درصد بودند. گونه هاي کمتر شايع مربوط به کانديدا گلابراتا، کانديدا کروزئي، کانديدا کفير، کلاويسپس لوزيتانيا، کانديدا گيلرموندي و مچنيکوويا پولچريما به ترتيب با ميزان شيوع ۲٫۷۲ درصد، ۲ درصد، ۱٫۳۶ درصد، ۱٫۳۶ درصد، ۰٫۶۸ درصد و ۰٫۶۸ درصد بود. در بين ايزوله هاي شناسايي شده تحت عنوان کانديدا آلبيکنس در اين مطالعه هيچ مورد کانديدا دابلينينسيس مشاهده نشد. دو نمونه (۱٫۳۶ درصد) مربوط به جنس تريکوسپورون نيز تعيين هويت شد. بيشترين شيوع اونيکومايکوزيس در اين مطالعه مربوط به گروه سني ۴۰ تا ۷۰ سال و اکثريت نمونه ها مربوط به زنان (اونيکومايکوزيس ناخن هاي دست) با شيوع ۸۳٫۲ درصد بود.
نتيجه گيري: با وجودي که گونه آلبيکنس همچنان شايع ترين گونه جدا شده از ضايعات اين بيماري است؛ اما افزايش موارد جداسازي گونه هاي غير آلبيکنس از ضايعات اونيکومايکوزيس قابل توجه است. اين مطالعه نشان داد که براي شناسايي برخي از گونه ها، روش هاي معمول فنوتيپي براي شناسايي مخمرها کفايت نمي کند و استفاده از روش مولکولي PCR-RFLP مي تواند دامنه شناسايي مخمرها را تا سطح ۹۸ درصد افزايش دهد. براي شناسايي باقيمانده گونه ها مي توان از روش هاي گران تري نظير تعيين توالي ژن مورد نظر استفاده نمود.