سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

آتیلیو پتروچیولی –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] مفهوم شهر جدید کاملا با مسئله الگو و مدل در ارتباط است . این مقاله به بررسی ایجاد و موفقیت الگویی شهری برای طراحی شهرهایی در ازبکستان، ایران و هندوستان، از زمان امپراطوری تیموری تا ظهور امپراطوری مغول، می پردازد . پدیده های شهری مشرق زمین در گذشته تنها در محدود مرزهای منطقه ای که غالبا از دیدگاه های محدودی بر خوردار بود مورد مطالعه قرار گرفته اند . این مقاله با دنبال کردن الگوی شهری در منطقه ای وسیع تر سعی در باز سازی جریان پیچیده ارتباطات دارد . استفاده از شبکه و محور چهار جانبه (cardo – decumanus) با تمام ابزار زمین سنجی مربوطه بعنوان وسایل نشان دادن تاج مورد بررسی ویژه قرار گرفت. روش فوق از جهت چرخش ۱۱ درجه ای تحمیل شده از سوی تیمور بر نقشه قبلی بخارا و استفاده از آن برای تراز نمودن بناهای اصلی همچون مسجد جامع ومدرسه اولوبگ بسیار نمونه و خاص می باشد . این عملیات موجب پدید آمدن همزمان دو قبله در شهر شد که پدیده ای متناقض بشمار می رفت . تعجب آورتر از همه ایجاد انحراف از جهت شمال – جنوب در گیاهان شهرستان های منطقه دکان بود که عقیده من همگی بواسطه تولد خجسته پادشاه محلی رخ داد . ماتریکس این مدل را می توان براحتی در طرح قلب اثر شاهرخ و در اواخر قرن چهاردهم یافت . همین مدل در نیمه نخست قرن هفدهم توسط شاه جهان در دهلی مورد استفاده قرار گرفت، هر چند این طرح مرهون سنت راجپوت می باشد که مبتنی بر رساله سانسکریت در مورد آهاسترا است . طرح دهلی نو نیز از طرح بازسازی شده پایتخت شاه عباس دوم، اصفهان، پدیدآمده که طرحی با دو محور قائم می باشد . ( محور دکومان همان زاینده رود می باشد که در امتداد شرق – غرب گسترده شده است )که از بخشی از شهر فاصله می گیرد. نفوذ تیموری ها توسط اهل تصوف تا مرز دکان نیز گسترش یافت . طرح حیدر آباد که به تاریخ ۱۵۹۰ باز می گردد نمونه یکسانی از شهر هرات می باشد که در آن بجای چهارسوی گنبدی شکل، به مناره های عظیم چهارسو بر می خوریم. چناچه به یاد داشته باشیم شاه جهان در ربع اول قرن هفدهم در حالیکه علیه پدر خود، جهانگیر، دست به شورش زده و به بارگاه نظام در دکان پناهنده شده بود، فرصتی یافت تا به تمجید و ستایش قدرت محورهایی بپردازد که در هر تقاطع با گره های عظیم قطع شده بودند. بدین ترتیب در خواهیم یافت که حیطه نفوذها و تاثیرات در واقع بسته است .