سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۲۲

نویسنده(ها):

شهلا ابراهیمی – کارشناس علوم تربیتی

چکیده:

امروزه آموزش اصول صحیح فکری در نظام آم وزش عالی کشور را باید به ع نوان یک ضرورت مهم در نظر گرفت .آموزش دو شیوه اندیشیدن،یعنی تفکر خلاق و تفکرانتقادی در سیستم آموزش ی رشته های علوم انسا نی به عنوان یک نیاز احساس می شود . آموزش تفکر انتقادی یا ترد ید سالم که ویژگی آن تیزبینی دقیق ، مطرح شده « رابرت کارپلوس » اصلاح و دوبار ه سازی مسائل است و در نظریه که با تجزیه و تحلیل چارچوب های مسأله و نقادی کامل آنها از طریق تمرین مسائل و ایجاد انگیزه د ر دانشجویان برای انجام تحقیقات خار ج از کلاس درس قابل اجرا می باشد . آموزش تفکر خلاق نیز که با انعطاف پذیری و نوآوری روندحل مسائل راآسان م ی سازد،در نظریه رابرت استرانبرگ بیان شده و در آن گسست باورهای علمی کهن،بارویکردی تازه به ایده های نووامکان ایجاد تبادل اطلاعات بین اندیشه های بکر و محیط سنتی، نیاز ب هآگاهی از پیشینه افرادی که در صدد بسط و توسعه علوم انسانی اند،حائز اهمیت می داند .دراین مقا له به دو روش دیگر آموزش اندیشیدن اشاره گردیده است. شیوه آموزش تفکر افقی ادوارد دوبونو که بهاستفاده بهینه از استعدادهای فرد را برای پر ورش خلاقیت توجه می کند .روش ذهن انگیزی نیز با ایجاد یک فضای باز بحث و گفتگو زمینه رشد اندیشه های نقاد را در دانشجویان علوم انسانی که بیشتر مباحث درس آنان تحلیلی بوده، مفید می باشد.آشنایی با شیوه ی اندیشیدن متفکران و بزرگا ن عرصه علم ، دانش و هنر به عنوان الگوهایی از توسعه و تعالی می تواند برای بسیاری ازدانشجویان علوم انسانی در جهت تقویت اندیشه های آنان مؤثر باشد که دراین مقاله الگویی از دومحقق گریندروبندلر درروشی به نام برنامه ریزی عصبی – کلامی یا ان ال پی بیان شده که نوعی مدلسازی رفتاری از طریق کشفیات علمی دیگران است و برای تقویت اندیشه روش آموزشی مفید ۱ می باشد