سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

ابراهیمی زاده –
مروی –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] به منظور تمرکز زدایی از شهرهای بزرگ ( مادر شهرها) که دارای سرریز جمعیتی بوده و محدودیت هایی در گسترش فیزیکی دارند، ایجاد شهرهای جدید با هویت مستقل یا به صورت اقماری یکی از ایده های غالب در نزد متخصصان شهرسازی و برنامه ریزان شهری برای اینگونه شهرها است. هدف از این مقاله بررسی ضرورت ایجاد شهرهای جدید و مشخص نمودن تحولات آنها در دوره متاخر (۱۹۴۵ به بعد) شهرهای جدید در کشورهای مختلف با دیدگاه ها و برنامه های متفاوت می باشد. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق و نگاهی به تجربه کشورهای گوناگون در زمینه احداث شهرهای جدید، می توان گفت کشورهایی که ضرورت احداث و مکانیابی شهرهای جدید در راستای سیاست های جامع ملی و ناحیه ای آنها بوده است و این اقدام توسط بخش خصوصی و با حمایت همه جانبه دولت ها ( از قبیل آماده سازی، اعطای وام، زمین و … ) همراه بوده و بالاخره شغل های مورد نیاز و سایر احتیاجات معقول مهاجرین در محدوده شهر جدید مد نظر برنامه ریزان قرار گرفته است، توسعه اشکال گوناگون شهرهای جدید ( مستقل، اقماری و پیوسته) در اینگونه کشورها با موفقیت نسبی توام بوده است . در مقابل کشورهایی که بدون در نظر گرفتن کارکردهای فرهنگی و سرزمینی شان از یک سو و کمبود زیرساخت های لازم مورد نیاز و همچنین عدم پیش بینی راه های تأمین مالی، فرصت های شغلی و سایر نیازها در این گونه شهرها از سوی دیگر به این مهم پرداخته اند، توفیق چندانی در شکل گیری و گسترش شهرهای جدید نداشته اند.