سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۲۲

نویسنده(ها):

حسن بلخاری – عضو هیأت علمی و قائم مقام پژوهشکده هنر (فرهنگستان هنر)

چکیده:

رویکرد هایی نظیر اوج گیری مطالعات نظری هنردرقرون هجدهم تابیستم ، موجب استقلال مطالعات نظری هنر از فلسفه و ظ هور زیبایی شناسی و فلسفه هنر دراندیشه غرب گشته ،سبب رویکرد بزرگترین فلاس فه و اندیشمندان اروپایی به هنر،زیبایی و ماهیت آن گردید ؛لیکن ورود این رویکرد به نظام آکادمیک و تئوریک کشور مااز همان ابتدا با دو نقص و نقض بنیادین همراه بود:اولاً:این گونه مطالعات، خود با چالشی اس اسی در فلسفه غرب روبه رو بود : آیافلسفه هنرالزاماً با غور در آراء فیلسوفان حاصل می شود یا با تدوین ت ئوریهایی که هنرمندان خود در وضع آن نقش محوری دارند؟ ثانیاً: نسبت این گونه مطالعات با هنر اسلامی و ملی ایران ب ه ویژه با توجه به فقر شدید مطالعات نظری هنر در کشور ما چیست؟ از دو اشکال اساسی فوق الذکر ،تحلیل و تبیین مورد اول، منظور و هدف این نوشتار نیست (گرچه در جای خود تأ ملاتی وسیع همراه با تحلیل و تبیین طلب می کند)؛بلکه آن چه نقش محوری داشته ،در درجه اول اهمیت قر ار دارد .مسأله دوم می باشد؛دقیقاً از آن رو که مسأله ملی و بومی ماست. مناقشه دروجود و ماهیت هنر اسلا می (نه الزاما از سوی کسانی ک ه نقدهایی غیر علمی و نامستند بر این هنر دارند ؛بلکه از سو ی برخی محققان و اندیشمندان بنام همچون برخی استادان دانشگاه هاروارد )موجب گشته اثبات مقوله ای ب ه نام فلسفه هنر و معماری اسلام ی به مراتب سخت تر و صعب تر از تشک یک در وجود و ماهیت هنر اسلامی باشد. قصداین مقاله ،ابتدا آسیب شناسی وضع موجود است و سپس ارائه راهبردهایی که می تواند در حل مشکلا ت تا حدودی یاری رساند . امیدکه نگارش رساله دکتری در موضوع مبانی نظری و هنر و معماری اسلامی و ادراک مهمترین جنبه های این مسأله(همچون حضور ادله فر اوان در ارائه قویترین مباحث نظری هنر توسط حکمای مسلمان البته نه با ن یت تدوین فلسفه هنر که درپی اثبات مفاهیمی چون معاد و نبوت و رویاهای صادقه است)به نگارنده امکان بررسی چنین موضوعی در مقاله ای مبسوط بدهد