سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بررسی متون و منابع حوزه های فلسفه، کلام، ادیان و عرفان

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

محمود عبادیان – استادیار دانشگاه علامه طباطبائی

چکیده:

مردم روزگار کهن همانند وحشیان روزگار نو انسان را همیشه بخشی از جامعه و جامعه را در بستر طبیعت مجسم می کردند که همه وابسته به نیروی کیهانی بود در نظر انان انسان و طبیعت در چالش با یکدیگر نبودند از این رو به گونه های مختلف دانش نیاز نداشتند پدیده های طبیعی را برحسب تجربه های انسان و تجربه های انسان را با توجه به رویدادهای کیهانی قاعده مند درک می کردند اختلاف سیاسی بین دیدگاههای انسان مدرن و انسان باستان نسبت به جهان پیرامون این گونه است: برای انسان مدرن یعنی انسانی علمی جهان پیرامون بیش از همه یک آن it است و برای انسانهای کهن یک تو بود هنری فرانکفورت پیش از فلسفه تحول و پیشرفت جامعه بشری شرایطی فراهم اورد که انسان به گونه های شناخت مسلح شود: شناخت بی واسطه که انسان در آن با چیزها و موجودات روبرو می شود آن را می فهمد این شناختی است که ادمی در آن با موجودات جاندار پیشرفته طبیعت همسان است.