مقاله طراحي يک مدل علي بر مبناي توجه و حضور کامل ذهن، عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي و اجتماعي بودن با تمرکز بر معناجويي در زندگي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۸ در مجله تحقيقات زنان(مجله مطالعات زنان) از صفحه ۱۱۲ تا ۱۲۹ منتشر شده است.
نام: طراحي يک مدل علي بر مبناي توجه و حضور کامل ذهن، عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي و اجتماعي بودن با تمرکز بر معناجويي در زندگي
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله توجه و حضورکامل ذهن
مقاله عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي
مقاله اجتماعي بودن
مقاله معناجويي در زندگي
مقاله زنان مطلقه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فرقداني آزاده
جناب آقای / سرکار خانم: نوابي نژاد شكوه
جناب آقای / سرکار خانم: شفيع آبادي عبداله

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در پژوهش حاضر به منظور بررسي روابط ساختاري متغيرهاي توجه و حضور کامل ذهن، عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي و اجتماعي بودن با يکديگر و در ارتباط با معناجويي در زندگي (به عنوان مرکز ثقل مدل) ۲۱۶ نفر از زنان مطلقه ۲۰-۴۵ ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران با روش نمونه گيري خوشه اي تصادفي انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته معناجويي در زندگي مبتني بر توجه و حضور کامل ذهن، عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي و اجتماعي بودن مي باشد.
با تجزيه و تحليل داده ها و استفاده از نرم افزار AMOS، مدلي بر اساس ۶ مسير مستقيم و ۲ مسير غيرمستقيم با برازش مناسب تدوين شد. در اين راستا، توجه و حضور کامل ذهن با عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي، معناجويي در زندگي و اجتماعي بودن، رابطه مستقيم و مثبت و با ميانجي گري عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي با معناجويي در زندگي رابطه مثبت و غيرمستقيم دارد. عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي با معناجويي در زندگي رابطه مثبت و مستقيم و با اجتماعي بودن، رابطه منفي و مستقيم دارد. عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي با ميانجي گري معناجويي در زندگي با اجتماعي بودن رابطه مثبت و غيرمستقيم دارد و معناجويي در زندگي نيز رابطه مثبت و مستقيمي با اجتماعي بودن دارد.
برازش اين مدل در زنان مطلقه مي تواند حکايت از تحقق معناجويي در زندگي آن ها به واسطه تاثيراتي که از توجه و حضور کامل ذهن و عدم مقاومت وجودي در برابر زندگي مي پذيرد و تاثيري که بر اجتماعي بودن آن ها مي گذارد، داشته باشد و امکان طراحي چارچوب هاي دقيق تر علمي را براي مداخلات درماني و آموزشي در اين گروه از زنان فراهم کند.