سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

دکتر سید غلام رضا جلالی نائینی – عضو هیئت علمل دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران
دکتر مصطفی جعفری – عضو هیئت علمی دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران
مهندس امر حسین صبور طینت – کارشناس ارشد رشته مدیریت اجرایی دانشگاه علم و صنعت ایران

چکیده:

در منابع . مراجع علمی تحقیقاتی مختلف در حوزه مدیریت استراتژیک و تحول بر این نکته تاکید شده است که یکی از رلایل شکست برنامه های تحول در بسیاری از سازمانها بی توجهی به مدیریت نمودن برنامه های تغییر است[۱]،[۲]،[۳]. به عبارتی تاکید زیاد بر تدوین برنامه تغییر و بی توجهی به پیاده سازی و مدیریت اجرای برنامه های تغییر باعث شده که بسیاری از برنامه های تحول در همان سطح برنامه باقی وانده و پیاده سازی نشوند.
از طرفی در بسیاری از الگوهای مدیریت تحول که مبتنی بر نظریه های سیستمی سازمان هستند بر ضرورت تناسب میان عناصر سیستم سازمانی شامل ورودی، فرایند و خروجیها تاکید شده است[۷]،[۱۹]،[۲۰]. در مدیریت تحول و مدلهای عارضه یاب سازمانی براین نکته اصرار شده است که زمانی می توان سازمان را دجار عرضه دانست که عدم همخوانی میان موافه های مختلف سازمان مشاهده شود[۷]،[۱۹]،[۲۰]…
بررسیها در خصوص برنامه های تغییر، منعکس کننده این واقعیت است که احتمال بر هم خوردن تناسب میان مولفه های سازمانی بیشتر است که تغییری در یک یاز این مولفه ها ایجاد می شود[۷]،[۱۹]،[۲۰]… به عبارتی اگرچه تلاش برای متناسب نگاه داشتن مولفه های سازمانی فی نفسه مهم است لیکن با توجه به اینکه در فرایند امکان بر هم خوردن تناسب مولفه ها بیشتر است، متناسب نمودن مولفه های سازمانی در فرایند اهمیت دو چندان دارد.