سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

مهران علی الحسابی – استادیار دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت ایران

چکیده:

عموما زمانی که سخن از بازسازی پس از سانحه یا مقاوم سازی ابنیه و ساختمانها به میان می آید، در وهله اول مفاهیم و عناصری که بار اجرایی کاهش خطر آسیب پذیری و یا کاستن از دامنه های بحران را بر عهده دارند مورد توجه قرار می گیرند. اگرچه مقاوم سازی جهت مواجهه با خطرات ناشی از سوانح طبیعی به میزان قابل توجهی در گرو پایدار ساختن اجزای محیط مصنوع است، اما مقاوم ساختن بناها و سازه های ناپایدار و تنظیم ضوابط و قوانین جهت تضمین این پایداری تنها به کاهش بخشی از خسارات و تلفات ناشی از سوانح طبیعی مدد می رساند. بخش مهم تری از برنامه ریزی های لازم جهت مقاوم سازی و پایداری در برابر سوانح طبیعی به تنظیم رفتار مجموعه ها و انجام فعالیت هایی وابسته است که در مجموع به تولید بسترهای علمی مناسب برای ورود آگاهانه و مؤثر به موضوع بازسازی می پردازند و نهایتا دانش بازسازی را شکل می دهند.
امروزه توجه به این واقعیت که آموزش و جایگاه آن در بازسازی از مؤلفه های مهم و تاثیرگذار در روند بازسازی است و بازسازی بدون توجه به آموزش و ترویج از ابعاد توسعه ای تهی خواهد بود، امری بدیهی می نماید. اما تلاشهایی که از سویی به تولید دانش بازسازی بیانجامند و از طرف دیگر آموزش این دانش را به صورت آکادمیک در مؤسسات و محیط های آموزشی نهادینه سازند، کم رونق و کم دامنه بنظر می رسند. از این گذشته همین تلاشهای محدود نیز در کانون فعالیتها و راستاهای صرفا نظری محدود مانده اند و مجالی برای عملیاتی شدن و یا فرصت درک واقعیت های عینی و لمس فضای عملیاتی را نمی یابند. حال آنکه برنامه ریزی جهت ارتقاء زمینه های نرم افزاری بازسازی، تولید دانش و تلاش جهت تنظیم و اجرای روشهای آموزشی جامع تر، حوزه تاثیری بسیار فراگیرتر از مقاوم سازی ابنیه و عناصر خرد محیط داشته و لایه های عمیق تری از برنامه ریزی و برخورد اجرایی را می طلبند.
با توجه به اهمیت این موضوع در سالهای گذشته تجربیاتی در زمینه آموزش طراحی بازسازی در دانشگاههای کشور انجام شده که علیرغم محدود بودن دامنه آنها، تجربیات ارزشمندی در اختیار محیط های علمی گذارده اند. در این تجربیات، پروژه های طراحی در زمینه موضوعات کاملا عملی و اجرایی انجام گرفته که برخی از آنها در قالب قراردادهای عملیاتی، فرصت ارائه نظریات و یافته های علمی خود را به دستگاههای اجرایی یافته اند. در واقع موضوع طراحی بازسازی از مصادیق بارز و از راستاهای اصلی این دوره بشمار می آید و لذا در سال های گذشته موضوع بازسازی پس از بحران و طراحی در چنین شرایطی در مصادیق مختلف و در قالب آموزش طراحی تجربه گردیده است.
این مقاله در پی آنست که ضمن مرور اهمیت آموزش آکادمیک بازسازی و بررسی تجربیات آن در کشور، تجربه آموزش طراحی بازسازی را، چه از بعد نظری و تولید دانش باز سازی و چه در ابعاد عملی و ورود به عرصه های اجرایی در معرض نقد و بررسی قرار داده و دستاوردهای حاصل از این تجربه برای دانشگاه، دانشگاهی و دانشجو را تشریح نماید.