سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

فرهاد خرمایی – استادیار دانشگاه شیراز

چکیده:

علوم انسانی در عصر کنونی با چالش های فراوانی روبروشده است . یکی از مهم ترین این چالش ها آن است که از روش شناسی هر رویکردی که پژوهش در حوزه ی علوم انسانی به انجام رسد، دا نشی به دست خواهد آمد که ممکن است با دانش حاصل از روش شناسی رویکردی دیگر متناسب نباشد . باور رایج این است که تاکنون سه رویکرد یا پارادایم اثباتی، تفسیری و انتقادی عرضه شده است که هر یک دارای شیوه هایی مدون برای ورود به واقعیت های موجود در علوم انسانی و کسب دانش در این زمینه هستند . از نظر پارادایم اثباتی دانشی خوب است که به طریق تجربی وآنچه قابل مشاهده است به دست آید . حقایق تجربی جدای از اندیشه های شخصی است که با کمک ابزارهای دقیق به دست می آید. این دانش باید ظرفیت مبادله شدن بین انسان ها را داشته باشد. علم اثباتی، علمی عام، تعمیم پذیر و جبر گرایانه است . از نظر پارادایم تفسیری دانشی خوب است که از طریق مشارکت صمیمی و همدلانه و تعامل با انسان های دیگر به دست آید . در این رویکرد، این انسان است که دنیای اجتماعی خویش را تفسیر می کند و به زندگی خود معنی می دهد. فهم نظام های معنایی انسان ها اساس دانش است و این دانش ریشه در ارزش ها دارد . علم تفسیری، علمی خاص، نسبی گرا و کمتر قابل تعمیم است . اما پارادایم انتقادی علمی را خوب می داند که انسان را تجهیز کند و به او بگوید که چه حقایقی مهم هستند و کدام مهم نیستند و کجا باید به دنبال این حقایق گشت. علم انتقادی سیاست محور و ارزش مدار است. هر یک از این رویکردها ریشه در باورهای فلسفی دارند که ممکن است این باورها، سنخیت کمتری با باورهای اعتقادی اسلامی داشته باشند . پس این پرسش همچنان باقی خواهد بود که آیا می توان پارادایم چهارمی م تصور شد که تناسب بیشتری با باورهای اسلامی داشته باشد؟ بر اساس مباحث مطرح شده در این مقاله حتی اگر پارادایم دیگری تدوین شود، این شک هنوز باقی خواهد بود که آیا آنچه با استفاده از روش شناسی برگرفته ازاین پارادایم به دست می آید، می تواند مطلقاً صحیح باشد؟ به نظر می رسد اگر توسعه بر پایه دانش و دانایی محور عملباشد، هر دانشی که با کاربست روش شناسی های متفاوت به دست آید، در کاربرد دارای اهمیت خواهد بود . بنابراین، نمی توان پیکره دانش در قلمرو علوم انسانی را از پیکره دانش جهانی منفک ساخت . اگر دانش و علم ابزار عمل است و انسان اندیشمند به کارگیرنده این ابزار است، پس محور اصلی، تعهد، مسئولیت پذیری و تقوای به کار گیرنده دانش خواهد بود. از این اصل مهم نباید غفلت شود.