سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

غلامعلی افروز – استاد دانشگاه تهران

چکیده:

بدون تردید چگونگی نگرش های فرهنگی نسبت به علوم انسانی نقش بسزاییدر منزلت و جایگاه آن در جامعه ایر ان اسلامی داشته است . نگاه تحلیلی به تاریخ فرهنگ و تمدن ایران اسلامی بیانگر این حقیقت است که همواره تولید اندیشه های پویا و پردازش نظری ه های نوین و پرچالش به دست اندیشمندان هوشمند و صاحبان تفکر واگرا در حوزه علوم انسانی بوده است . غالب خانواده هافرزندان مس تعد و سرآمد خود را برای درک هرچه بیشتر زبان و ادبیات فارسی، مفاهیم فلسفی و علوم قرآنی هدایت می نمودند . اصولاً آدم باسواد و متفکر و فرهیخته و دانشمند به کسی اطلاق می گردید که در عرصه علوم انسانی، بیان و کلام، نگارش و تحریر و تبیین مفاهیم نظری و پردازش نظر یه های نوین بیشترین ورود و تبحر را داشت.متأسفانه چند صباحی است که در کشور ما نظام معیوب تعلیم و تربیت به ویژه در دوره دبیرستان و پیش دانشگاهی با تأثیرپذیری از فرهنگ مدر ک گرایی حاکم بر تار و پود جامعه و با ایجاد بستر پدیدآیی و گسترش روزافزون کلاس ها وآموزشگاه های تک درسی، تقویتی، تس ت زنی و کنکورگری، ناخواسته در جهت به مسلخ بردن علوم انسانی و تضعیف ارزش های فرهنگی گام برمی دارد. امروزه با وجود د ه هاهزار آموزشگاه کنکور و بازار پررونق تس ت زنی و ترغیب و تشویق جوانان برای حضور در پیش دانشگاهی های چندمیلیونی مثلا غیرانتفاعی جهت احراز آمادگی برای ورود به دانشگاه بالأخص در رشته های پزشکی ومهندسی، حاکمیت علوم انسانی بر گستره علم و اندیشه جامعه روز به روز کمرنگ تر می گردد.تخصصی نمودن رشته های تحصیلی در دوره دبیرستان و ایجاد و تقویت رشت ه های نظری ریاضی، تجربی در ک نار علوم انسانی و تشویق مستقیم و غیرمستقیم دانش آموزان مستعدتر برای ورود به رشته های ریاضی و تجربی از جمله آفات و موانع گسترش مطلوب علوم انسانی در عصر حاضر در جامعهاسلامی ایران است.