سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: همایش خاک، محیط زیست و توسعه پایدار

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

علی اصغر شاهرودی – دانشجوی کارشناسی ارشد ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه
محمد چیذری – استاد بخش ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس ت

چکیده:

خاک منبع طبیعی با ارزش، سودبخش و تجدیدنشدنی است. خاک یک منبع حیاتی برای تولید غذا، پوشاک و سایر ضروریات زندگی انسان است. امروزه پیش بینی می شود در قرن بیست و یکم تغییرات طبیعی خاک بسیار کم، ولی دگرگونیهای ناشی از فعالیتهای انسانی شدید و عمدتًا منفی و غیرقابل کنترل است(Urushadze,( 2002 خاک در طول مقیاس زمانی از ده هها به .قرون تجدیدنشدنی و ضعیف است و موقعی که با سوء استفاده و به طور نامناسب اداره شود، به آسانی تخریب می شودLal, ) 2003 ). به زعم بسیاری از صاح ب نظران، اراضی قابل کشت به دلیل فرایندهای مختلف تخریب خاک، پیوسته در حال زوال میباشد (Andrews et al., 2003; Lal, ( 1995 بر طبق تحقیقات انجام یافته، تخریب خاک در بسیاری از کشورهای در حالتوسعه متداول و محسوستر است (Somda et al.,( 2002به طوری که نزدیک به ۱/۴هزار میلیون هکتار از اراضی کشت , کشورهای در حال توسعه به فر مهای مختلف به علت کاهش بهر ه وری در معرض تخریب هستند .(Nabhan et al.( 1999 مدیریت ضعیف و نامناسب خاک از سوی کشاورزان دلیل اصلی تخریب فیزیکی، شیمیایی و زیستی اراضی کشت محسوب , میشود (Bennett et al., 1999; Desbiez et al. ( 2004 در این رابطه، بهبود مدیریت خاک زراعی از سوی کشاورزان میتواندنقش مؤثری را در بهبود بهره وری، افزایش کمی و کیفی خودکفایی غذایی، کاه ش سطوح فقر، امنیت غذایی و کشاورزی پایدار , بازی کند(Sseguya and Abel, 2003; Lal, 2003; Nabhan et al. ( 1999 به طور مختصر، مدیریت کشاورزی نادرست،بی توجهی و بهره برداری بی رویه می تواند این منبع آسیب پذیر یعنی خاک را به سوی نابودی سوق دهد و در نتیجه حیات بش ر مورد تهدید قرار گیرد . لیکن تخریب خاک به عنوان مهمترین مسأله تأثیرگذار بر رشد و توسعه بخش کشاورزی از جایگاهی ویژه ای برخوردار است و چون کشور ایران در مناطق خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد، استفاده از منابع خاک یکی از عمده ترین مسائل کشاورزی به شمار می رود ک ه بر اهمیت خاک می افزاید. از آنجا که بیشتر سطح زیر کشت اراضی کشاورزی استان خراسان رضوی به کشت چغندرقند اختصاص دارد؛ لذا بهره برداری بی رویه کشاورزان چغندرکار که اغلب خرد ه مالک، فقیر و کم سواد هستند ، سطح وسیعی از اراضی زراعی در طیف گسترده ای از فرآیندهای تخریب در حال زوال است . از جمله این فرآیندها : ۱) تخریب خصوصیات فیزیکی خاک در نتیجه تردد بیش از حد ماشین آلات، مصرف نامطلوب کودها و سموم شیمیایی، خاکورزی بیش از حد و غیرعملی، مدیریت غلط آب، تلفات خاک ناشی از برداشت چغندرقند ۲) تخریب خصوصیات شیمیایی خاک شامل ک اهش حاصلخیزی خاک، عدم تعادل عناصر غذایی در خاک، شوری و قلیایی شدن خاک، آبشویی عناصر
غذایی خاک ۳) تخریب خصوصیات بیولوژیکی خاک شامل کاهش مواد آلی خاک و کاهش موجودات زنده خاک می توان نام برد. در هر حال، کشت فشرده این محصول در استان خراسان رضوی و ضعف مدیریت خا ک زراعی کشاورزان چغندرکار باعث شده عملکرد و کیفیت محصول کاهش یابد یا به کشت محصولات دیگری چون گندم پائیزه روی بیاورند . لذا شناسایی عواملی که می تواند بر حیطه های رفتاری کشاورزان چغندرکار در زمینه بکارگیری شیوه های صحیح مدیریت خاک زراعی شامل آزمون خاک، تناو ب زراعی، کود سبز، کود شیمیایی و از این قبیل تأثیر داشته باشد، ضروری است تا راهکارهای مؤثر برنامه طولانی مدت برای ارتقاء عملکرد و کیفیت محصول چغندرقند و مدیریت پایدار خاک زراعی از سوی مسئولان کشاورزی مدنظر قرار گیرد. لذا پژوهش حاضر با هدف سنجش مهارت کشاورزان چغندرکار پیرامون مدیریت خاک زراعی و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر این مهارت انجام شده است . روش تحقیق پیمایشی و از نوع توصیفی ‐ همبستگی است . جامعه آماری مورد نظر را چغندرکاران استان خراسان رضوی تشکیل دادند که از این میان تعداد ۳۷۷ نفر از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند . روایی محتوایی و ظاهری پرسشنامه از طریق اعضای هیأت علمی گروه های زراعت، خاک شناسی و ترویج و آموزش کشاورزی در دانشگاه تربیت مدرس و تعدادی از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و بخش کشاورزی
کارخانجات قند استان خراسان رضوی پس از چند مرحله اصلاح و بازنگری به دست آمد. پایایی ابزار پژوهش نیز با انجام آزمون مقدماتی از طریق ۳۰ پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت و ضرایب اطمینان آلفای کرونباخ (α) برای بخش های مختلف بین ۰/۷۲ تا ۰/۸۷محاسبه شد . مهارت چغندرکاران در پنچ سطح « خیلی ضعیف » ،« ضعیف » « خوب » ،« متوسط » و «خیلی خوب» سنجش شد . نتایج حاصل از یافته های توصیفی نشان داد که مهارت کلی ۴۳/۵%از چغندرکاران مورد مطالعه در زمینه مدیریت خاک زراعی با میانگین ۳۳/۸۱ و انحراف معیار۱۱/۷۶ در سطح « متوسط » قرار دارد و حدود ۲۳/۷% در سطح «ضعیف به پایین»و مابقی (۳۲/۸%)در سطح « خوب به بالا » ارزیابی شد . مهمترین موانع بکارگیری شیوه های مدیریت خاک زراعی ازدیدگاه چغندرکاران مورد مطالعه به ترتیب اهمیت : عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل سازمانی و عوامل شخصی و روانی ذکر شده بود . نتایج حاصل از تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین مهارت پاسخگویان با متغیرهای میزان تحصیلات، عملکرد چغندرقند، عیار چغندرقند، درآمد سالانه، سطح زیر کشت چغندرقند، میزان تماس های ترویجی، میزان دسترسی به
منابع اطلاعاتی، مشارکت اجتماعی، منزلت اجتماعی، دانش فنی، دسترسی به نهادهها و تسهیلات کشاورزی، پذیرش تکنولوژی های خاک زراعی و وضعیت کیفیت خاک زراعی ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد؛ ولی ارتباط آن با متغیرهای سن، سابقه کشت چغندرقند، تعداد اعضای خانوار و فاصله مزرعه تا بخش کشاورزی کارخانه قند به صورت منفی و معنی دار است. علاوه بر این ، بین میانگین های مهارت چغندرکاران در زمینه مدیریت خاک زراعی در دو گروه پاسخگویان تحت پوشش طرح مهندسین ناظر مزارع چغندرقند و عدم تحت پوشش طرح مذکور اختلاف معنی داری مشاهده نشد . از این مطلب چنین استنباط می شود که طرح مذکور نتوانسته است در بهبود وضع یت مهارت کشاورزان در زمینه مدیریت خاک زراعی اثربخش باشد. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیرة گام به گام نیز نشان داد که متغیرهای پذیرش تکنولوژ یهای خاک زراعی، دانش فنی چغندرکاران در زمینه مدیریت واحد زراعی، وضعیت کیفیت خاک زراعی ، عیار چغندرقند، منزلت اجتماعی و میزان تحصیلات ۶۹/۵% (R=0/695) از تغییرات مهارت چغندرکاران را در زمینه مدیریت خاک زراعی پیش بینی میکند