مقاله عوامل خطرساز در عود اختلال خلقي دو قطبي يك و ارتباط آن با خصوصيات دموگرافيك که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۸ در مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز از صفحه ۷۷ تا ۸۱ منتشر شده است.
نام: عوامل خطرساز در عود اختلال خلقي دو قطبي يك و ارتباط آن با خصوصيات دموگرافيك
این مقاله دارای ۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله اختلال خلقي دو قطبي
مقاله عود
مقاله داروهاي تثبيت كننده خلق
مقاله پيشگيري

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قريشي زاده سيدمحمدعلي
جناب آقای / سرکار خانم: رنجبركوچكسرايي فاطمه
جناب آقای / سرکار خانم: پزشكي‌ محمدزكريا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و اهداف: عود اختلال خلقي دو قطبي شايع و عودهاي مكررمي تواند منجر به ناتواني بيمار، تحميل هزينه و افت كارآيي شود. عود بيماري در اكثر موارد با مصرف داروها قابل پيشگيري مي باشد. قطع يا كاهش دوز دارو، برنامه خواب و بيداري نامنظم، استرسورها و عوامل ديگر نيز تاثير گذار مي باشند. مطالعه حاضر به منظور بررسي عوامل موثر در عود و ارتباط آن با خصوصيات دموگرافيك در بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي يك انجام شده است.
روش بررسي: ۱۴۰ بيمار (۸۶ مرد و ۵۴ زن) مبتلا به اختلال خلقي دو قطبي يك مراجعه كننده به مركز روانپزشكي كه سابقه حداقل دو حمله يا بيشتر از بيماري را داشتند بطور تصادفي انتخاب شدند. تشخيص بر اساس ملاك هاي تشخيصي انجمن روانپزشكي آمريكا (DSM-IV TR) و مصاحبه ساختار يافته SCID-I انجام گرفت. سپس پرسشنامه هاي يانگ مانيا، افسردگي هاميلتون و محقق ساخته توسط بيماران و مراقبين درجه يك آنها تكميل و نتايج بدست آمده توسط برنامه SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: ۷۲ نفر (%۵۱٫۳) از بيماران در فاز مانيك، ۲۵ نفر (%۱۷٫۹) در فاز افسردگي و ۴۳ نفر (%۳۰٫۷) در فاز مختلط بيماري بودند. تابلوي باليني ۵۲ نفر (%۳۷٫۱) با خصوصيات پسيكوتيك و ۸۸ نفر (%۶۲٫۹) بدون خصوصيات پسيكوتيك بود. اكثر بيماران شدت بيماري بالاتري داشتند و متوسط نمره مقياس يانگ مانيا در كل بيماران ۵۶٫۳۸ بود. عوامل موثر در عود شامل: قطع داروي تثبيت کننده خلق (%۳۷٫۸)، کاهش دوز دارو (%۱۸٫۵)، مصرف داروهاي بي ثبات کننده خلق (-TCA نورولپتيك كلاسيك) (%۵۶٫۴)، سوء مصرف و وابستگي به مواد (%۱۵٫۷)، بي خوابي و داشتن برنامه خواب نامنظم (%۴۱٫۴)، نداشتن دانش و آگاهي كافي در اهميت درمان نگهدارنده (%۴۶) و حوادث زندگي (بد و يا خوب) (%۷٫۸) بودند. قطع دارو در زنان بيشتر از مردان و در افراد مطلقه يا بيوه بيش از متاهلين و مجردها بود. كاهش دوز دارو در بيماران متاهل بيشتر از مجردها بود. شدت افسردگي افراد با سن بالاتر بيشتر از سنين پايين بود و بين سن و نمره هاميلتون رابطه معني دار وجود داشت. در ساير موارد ارتباط معني دار وجود نداشت.
نتيجه گيري: عود در اختلال دو قطبي شايع و مهمترين عوامل دخالت كننده شامل قطع و كاهش دوز دارو، تغيير برنامه خواب، استرسهاي رواني اجتماعي و اطلاعات ناكافي در مورد بيماري بودند. شناخت اين عوامل و آموزش بيماران و خانواده هاي آنها مي تواند در پيشگيري از عود موثر باشد.