مقاله عوامل پيش بيني كننده رفتارهاي خود مديريتي در بيماران مبتلا به آسم بر اساس الگوي برنامه ريزي آموزش بهداشت گرين در شهر يزد که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در مجله دانشكده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي از صفحه ۳۷ تا ۴۹ منتشر شده است.
نام: عوامل پيش بيني كننده رفتارهاي خود مديريتي در بيماران مبتلا به آسم بر اساس الگوي برنامه ريزي آموزش بهداشت گرين در شهر يزد
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله آسم
مقاله رفتارهاي خود مديريتي
مقاله الگوي گرين

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مروتي شريف ‌آباد محمدعلي
جناب آقای / سرکار خانم: ندريان حيدر
جناب آقای / سرکار خانم: فلاحي آرزو
جناب آقای / سرکار خانم: محمدي مريم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهاني ۱۵۰-۱۰۰ ميليون نفر در سراسر جهان از آسم رنج مي برند و تعداد آن هنوز هم در حال افزايش است. بيماري آسم ميزان شيوع بالايي دارد و نيازمند خود مديريتي هميشگي توسط بيمار جهت کنترل علايم، حفظ عملکرد طبيعي ريه و حفظ سطح فعاليت طبيعي مي باشد. الگوي برنامه ريزي آموزش بهداشت گرين، يک فرآيند سيستماتيک را جهت برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي برنامه هاي ارتقا سلامت براي يک جمعيت هدف بدست مي دهد. اين فرآيند براي محدوده وسيعي از موضوعات ارتقا سلامت بکار گرفته شده است که خودمديريتي بيماران مبتلا به آسم نيز از اين موضوعات مستثني نيست، لذا هدف از اين مطالعه، تعيين عوامل پيش بيني كننده رفتارهاي خود مديريتي در بيماران مبتلا به آسم بر اساس الگوي فوق در شهر يزد مي باشد.
روش کار: يک مطالعه تحليلي به روش مقطعي بر روي ۹۴ نفر از بيماران آسمي مراجعه کننده به درمانگاه بيمارستان شهيد صدوقي يزد که طي نمونه گيري آسان بدست آمدند، طراحي شد. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه مبتني بر الگوي برنامه ريزي آموزش بهداشت گرين و مشتمل بر متغير هاي عوامل مستعد کننده، قادر کننده، تقويت کننده و رفتارهاي خود مديريتي بود. پايايي و روايي پرسشنامه مورد تاييد قرار گرفت. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از آمار توصيفي و استنباطي انجام گرفت.
نتايج: آزمودنيها به ترتيب ۶۸٫۶، ۶۷٫۳، ۶۱٫۲ و ۴۹٫۵ درصد نمره هاي قابل اکتساب عوامل مستعد کننده، عوامل تقويت كننده، عوامل قادركننده و رفتارهاي خودمديريتي را بدست آوردند. همبستگي مثبت و معني داري بين رفتار خود مديريتي و متغيرهاي الگوي گرين مشاهده شد (p<0.01). درمجموع متغيرهاي الگو %۳۴٫۶ از واريانس خودمديريتي را پيش بيني نمودند و از ميان اين متغيرها عوامل مستعد کننده قويترين پيش بيني کننده (b=0.480) بود.
نتيجه گيري: با توجه به توان بالاتر عوامل مستعد کننده در پيش بيني رفتار خود مديريتي و نتايج بدست آمده، ارايه يک برنامه آموزشي خود مديريتي براي بيماران مبتلا به آسم و خانواده هاي آنها که تاکيد بيشتري روي عوامل مستعد کننده مشتمل بر آگاهي و نگرش داشته باشد، پيشنهاد مي شود. نتايج نشان دهنده آن است که با در نظر گرفتن شرايط فرهنگي جامعه ايران و با توجه به اينکه الگوي گرين در اصل يک مدل جهت برنامه ريزي است، مي توان اين الگو را در ايران به عنوان چارچوبي جهت برنامه ريزي مداخلات در جهت بهبود و ارتقا رفتارهاي خود مديريتي بيماران مبتلا آسم به کار گرفت.