سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین همایش علمی تحقیقی مدیریت امداد و نجات

تعداد صفحات: ۰

نویسنده(ها):

محمدامین اسکندری – دانشجوی مدیریت امداد و سوانح

چکیده:

ایران به دلایل ژئولوژیک، توپوگرافی و انسانی جزء۱۰ کشور بلاخیز جهان به شمار میرود، همه ساله بلایایی نظیر سیل، زمین لرزه، خشکسالی و… خسارات جانی و مالی فراوانی را بر کشور تحمیل می نماید. زمین لرزه جزء مهیب ترین بلایای طبیعی است که همراه اکثر شهرها و روستاهای ایران را تهدید نموده و می نماید. به عنوان مثال، در طول تاریخ حدود ۹۸ زمین لرزه مخرب و آسیب رسان در خراسان و نواحی آن ثبت شده و از سابل ۳۰۰ ق م تا ۱۲۰۹ ه.ش شهر تهران و ری ۸ بار بواسطه زمین لرزه هایبیش از ۷ ریشتر ویران شده است.
کشور ما از لحاظ خسارات و تلفات ناشی از بلایا نیز در وضعیت نابسامانی قرار دارد و در سال گذشته جزء ۶ کشور اول جهان قرا رگرفت. تجربه کشورهای پیشرفته ثابت می کندبرای کاهش تلفات وخسارات ناشی از بلایا بهترین راه کاهش آسیب پذیری و تقویت مدیریت بحران است.
هدف مطالعه،بررسی شرایط و علل فاجعه بم و شناخت نقاط ضعف احتمالی موجود در مرحله امداد و نجات بود. در ضمن بنا شد با انتخاب فاجعه اتش سوزی ۱۹۷۰ م جنگلهای کالیفرنیا به عنوان یک نمونه جهانی تقریبا مشابه درمرحله پاسخ، که منجر به تدوین سامانه فرماندهی سانحه (ICS) شد، به بررسی شرایط و پیامدهای این واقعه پرداخته وبا مقایسه این دو نمونه به راهکاری جهت بهبود و ارتقا شرایط مدیریت بحران درکشورمان دست یابیم.
در این مطالعه با بررسی منابع و انجام مصاحبهبا بازماندگان و مطلعین، به شناحت شراط زمین لرزه بم، همچنین فاجعه آتش سوزی ۱۹۷۰ م کالیفرنیا و امداد ونجات پس از حوادث فوق و مشکلات و نواقصمربوطه پرداخته شد. در نهایت نیز ضعفهای اصلی امداد و نجات در دو نمونه فوق مشخص، دسته بندی و مقایسه گردید. کنترل و پاسخ به بحران آتش سوزی ۱۹۷۰ م کالیفرنیا که خسارات بسیار وسیعی را جای گذاشت، با مشکلات زیر همراه بود:
۱٫ نبود سازماندهی مشترک
۲٫ ضعف ارتباطات داخل و بیرون سازمانی
۳٫ نبود برنامه ریزی مشترک
۴٫ نبود اطلاعات معتبر و به موقوع درمورد حادثه و فعالیت گروهها
۵٫ مدیریت ناکافی منابع
۶٫ توانایی پیش بینی محدود
زمینلرزه ۵ دیماه ۱۳۸۲ بم با شدت ۹ مرکالی ۸۰-۷۰ درصد شهربم را تخریب نمود، بیش از ۴۰۰۰۰ نفر را کشت و ۲۵۰۰۰ مجروح به جای گذاشت، آمار بالای تلفات جانی این زمین لرزه در مقایسه با سوانح مشابه بیانگر آسیب پذیری بسیار بالا میباشد، پس ازبررسی ، مهمترین شرایطی که باعث این آمار شد، به شرح زیر تعیین گردید:
۱-مشکلات کالبدی شهر:
۱٫ نزدیکی بافت مسکونی به خط گسل
۲٫کیفیت و استحکام پایین ساختمانهای عمومی و ساختمانهای مهم شهر
۳٫تراکم بالای جمعیت در بافتهای فرسوده
۴٫ تنگ وارگانیک بودن معابر شهر
۲-مشکلات امدادرسانی پس از سانحه:
۱٫ناکافی بودن آموزش و مهارت در امر نجات مجروحان
۲٫عدمتقسیمکار مناسب
۳٫عدم حضور سازمانهای محلی در صحنه امداد و نجات
۴٫در دسترس نبودن اطلاعات معتبر و بموقع درمورد شهر و حادثه
۵٫ضعف هماهنگی، سازماندهی و برنامه ریزی مشترک بین گروههای امدادی
۶٫ ضعف در مدیریت منابع انسانی، تجهیزات و کمک های مردمی
در اخر باید گفت که مشکلات ذکر شده را نمی توان دلیلی برای نادیده گرفتن، زحمات و خدمات انجام گرفته توسط مردم و نهادهایمربوطه دانست اما فقط با ارزیابی کارهای انجام شده و شناخت و رفع نقاط ضعف آنهاست که میتوان به سوی آینده ای امن تر وز ندگی مسالمت آمیز در کار زمین لرزه گا برداشت. بامقایسه امداد ونجات در دوفاجعه فوق علیرغم تفاوت درماهیت بلا در می یابیم. مشکلات و نواقص رخ داده در مرحله امدادو نجات دارای موارد مشترکی می باشند بویژه در امور:
– هماهنگی و سازماندهی
– مدیریت منابع
– اطلاعات ومستندسازی
– ارتباطات بین سازمانی
در پاسخ به فاجعه ۱۹۷۰ م نه یک یا چند راه حل، بلکه یک سامانه پویا، فراگیر و انعطاف پذیر به نام سامانه فرماندهی سانحه (ICS) پیشنهاد گردی. با اندکی توجه در می یابیم مشکلاتفاجعه بم به صورت بالقوه در مود اکثر شهرهای ایران به نوعی صدق می تماید. لذا با توجه به تجربه بسیاری ازجوامع پیشرفته که روزگاری نه چندان دور آنان نیز با مشکلات امروزی ما مواجه بودند ولی اکنون پس از اجرای اصولی سامانه فرماندهی سانحه، به کاهش بسیار زیادی در تلفات و خسارات ناشی از سوانح دست یافته اند، ما نیز توجه دوباره به سامانه فرماندهی سانحه این بار به صورت علمی – کاربردی و به دور از سندرم برنامه ریزی کاغذ و در تمامی سطوح جامعه از خرد تا کلان را پیشنهاد می نماییم.