سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

فرشید عبدی – عضو هیات علمی گروه مهندسی صنایع دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

چکیده:

چرا آموزش های غیر فنی و مدیریتیدر حوزه فناوری اطلاعات دارای اثر بخشی لازم نیستند؟ با این مقدار هزینه و نفر ساعت صرف شده، ارزش افزودهای تناسب بوجود نمی آید، چرا؟؟؟!! چگونه بر بعد مغز افزاری کاربران اثر گذار باشیم؟ از بس کلان دیده ایم خسته شده ایم !!!! این وقت تلف کردن ها بس است !!!! هرچه در غرب مد می شود، فورا بدون توجه به زمینه های بومی آن استفاده میشود !!! و نتیجه آن واکسیینه شدن در برابر تغییر است! آیا غیر از سمینار و کلا و ارائه یک طرفه، روشهای مناسب تر و کاربردی تری وجود ندارد؟ چرا در هیچ کلاسی از تجربه ما استفاده نمی شود؟ آیا با رفتن ما زا سازمان ، چرخ باید دوباره اختراع شود؟ اینها نمونه سوالات و نظریاتی و یا بهتر بگوییم دغدغه هایی است که مدیران ارشد، مدیران فناوری اطلاعات و ذینفعان آن، با آن روبرو هستند. به راستی چه پاسخی می توان به این سوالات داد …. نگارنده به عنوان فردی که سابقه ۱۰ ساله در آموزش و صنعت و پروژه های مختلفی در خصوص توسعه منابع انسانی برمحور فناوری اطلاعات انجام داده است و به عنوان فراهم کننده این نوع خدمات (آموزش و یادگیری) همواره با این مسائل مواجه بوده است.
در این مقاله سعی نموده ام به گونه ای متمایز و به کمک تفکر ناب این دغدغه ها را حلاجی کنم. در ابتدا تمایزهای آموزش، یادگیری و مدیریت دانش را باز نموده ام. سپس پیوستار مدیریت دانش، رهبری دانش را معرفی نموده ام. در ادامه بر اساس تجربیات کار با صدها مدیر و کارشناس موانع و شرایط لازم برای یادگیری در سطح فرد و سازمان مطرح شده است. سپس فرایند آفرینش دانش و خلاهای موجود در سازمانهای نظیر شرکتهای خودروسازی را برای نهادینه کردن آن توضیح داده شده است.
در نهایت مدل تعیین جایگاه یادگیری و ماتریس آموزش – رسانه معرفی شده است. دو ابزار فوق درجریان کار با ده ها شرکت ایرانی و خارجی توسط بنده و همکارانم در گروه نوبانگ اندیشه توسعه داده شده است و نمونه یک تئوری بومی مدیریت است. ویژگی این مقاله تعادل میان کاربردی بودن و توجه به چارچوبهای نظری است.