سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: نخستین همایش بین المللی تحولات جدید ایران و جهان

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

سعید وثوقی – استادیار علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
معصومه زارعی هدک – کارشناس ارشد روابط بین الملل دانشگاه اصفهان

چکیده:

در هزاره سوم، آهنگ جهانی شدن پرشتاب تر از گذشته است و اقتصادهای ملی برای ماندن و آمادگی در میدان رقابت جهانی به گروه بندی های منطقه ای رو کرده اند. امروزه جدا کردن مسائل سیاسی اقتصادی و اجتماعی از یکدیگر ممکن نیست و حتی همکاریهای اقتصادی نیز با مسائل سیاسی ، اجتماعی گره می خورد. اتحادیه اروپا از نمونه موفق همکاری های منطقه ای است اتحادیه اروپا با انگیزه های اقتصادی پا گرفت و به همکاری های سیاسی نیز وارد شد. سنگ بنای این سازمان از نیم قرن پیش با تاسیس جامعه زغال و فولاد اروپا در سال ۱۹۵۱ به وسیله شش کشور در پاریس بنا نهاده شد. با توجه به این امر می توان گفت کشورهای اروپایی به دلیل موقعیت جغرافیای و فرهنگی که دارند ناچار به همگرایی در بسیاری از زمینه ها هستند اتحادیه اروپا در زمینه مسائل اقتصادی پیش از زمینه های دیگر موفق به همگرایی شده است. سازمان همکاری های اقتصادی اکو نیز یکی از نمادهای همگرایی منطقه ای برای حضور موثر کشورهای در حل توسعه در تصمیم گیری های بین المللی است، ولی علی رغم رشد کمی اعضای این سازمانهاه درسالهای اخیر اکو نتوانسته است به یک سازمان فعال در عرصه همکاری های منطقه ای تبدیل شود. در این راستا سوال اصلی که این مقاله در مقام پاسخگویی به آن برآمده علل موفقیت نسبی همگرایی در اتحادیه اروپا در مقایسه با اکو است. فرضیه پژوهش حاضر نشان می دهد عواملی که باعث موفقیت نسبی اتحادیه اروپا در مقایسه با اکو شده ، اشتراکات نسبی که در فرهنگ و همچنین اشتراکاتی که در نظام اقتصادی و مالیاتی دارند. در مقابل سازمان همکاری های اقتصادی (اکو) نمونه ای از سازمان همکاری های منطقه ای است که به علت نبود اراده سیاسی و ناهماهنگی در برنامه ریزی های سیاسی و اقتصادی موفقیت چندانی نداشته است. این مقاله سعی دارد به روش تحلیلی مقایسه ای برخی زمینه های همگرایی در میان اعضای اتحادیه اروپا و اکو را از هنگام تاسیس تاکنون مورد بررسی و سنجش قرار دهد . براساس این منظور از نظریه کانتوری و اشپیگل دو تن از نظریه پردازان همگرایی استفاده خواهد شد.