سال انتشار: ۱۳۸۱

محل انتشار: دومین کنفرانس ملی مهندسی صنایع

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

جعفر باقری نژاد – دانشگاه الزهرا ( س )

چکیده:

درعصر اقتصاددانایی ، دانش اثر مستقیمی بر نواوری بویژه در صنایع جدید وبا رشد سریع دارد . در قرن جدید بنگاههای مبتنی بردانش در عرصـه اقتصـادی از نقش غالب برخوردارند . میزان، شدت وکیفیت روابط تولید ( صنعت وخدمات ) و دانش، نقش فزاینده ای در تعیین بازدهی سرمایه گـذاری هـای مـالی ،تحقیقـاتی واموزشی برحسب رقابت جویی، رشد،ایجاد شغل وکاروکیفیت زندگی دارد . مدیریت بردانش ودانایی، مفاهیم وکاربرد تصمیم گیری های سـازمانی را گسـترش داده و شامل موضوعاتی نظیر بررسی مستمر محیط بنگاه،تبیین وتفسیر وضعیت محیطی و یادگیری بنگاه می باشد . تئوری های پایه ای نظیر مدیریت کیفیـت فراگیر برای ایفاء نقش تکمیلی در توسعه سازمانهای مدرن نیازمند بازنگری اند . برای سازگاری با شرایط جدید سازمانها در قرن جاری ، تلفی ق وادغام مـدیریت کیفیت فراگیر با تئوری های مدیریت دانایی
(Knowledge Management ). ضروری بنظر میرسداین مقاله قصد داردنگرش یکپارچه ای را در ارتباط با مدیریت کیفیت فراگیر ومدیریت دانایی بیان نماید . در این راستا ابتدا مقایسه ای بین ان دواز نظر مفـاهیم ، اهداف واستراتژی ها منعکس میگرددوسپس نگرش جامع حاصل از ادغام انها بمنظور ایفاء نقش تکمیلی در سازمانها مطرح میشود .