مقاله فسق حافظ و گناه آدم که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در پژوهش هاي ادب عرفاني (گوهر گويا) از صفحه ۱۸۹ تا ۲۱۴ منتشر شده است.
نام: فسق حافظ و گناه آدم
این مقاله دارای ۲۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فسق
مقاله رندي
مقاله حافظ
مقاله شعر فارسي
مقاله عرفان
مقاله باژنما و باژگونه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قلي زاده حيدر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
يکي از خصايص اشعار عرفاني رمزي کاربرد باژنما يا تعبير باژگونه است که در دسته ها و طبقات بزرگ و متعدد قابل مطالعه و تحقيق است. فسق و گناه و مترادفات گوناگون آنها يکي از اين دسته باژنماهاست که در ديوان حافظ بيش از ديگر باژنماها به کار رفته است. اين نوع باژنماها که از تيره الفاظ و تعابير حرام و مذموم اند، نشانه ها و رموزي اند، براي حالات و مستيهاي قلبي و عاشقانه که باعث حرکتهاي جوهري در ذات آدمي مي شوند.
حافظ خويشتن را فاسق و گناهکار مي نامد و اين گناه را ميراث جد خود آدم مي داند و اظهار مي كند که اگر آدم بهشت را تحمل ننمود و جهت رسيدن به مستي و عيش و عشرت رخت خويش بر زمين خاکي افکند ما که فرزند او ايم؛ چرا نبايد از راه معصيت و زلت منزل بزم و خوشباشي و قلاشي در پيش بگيريم؟
اين گونه از باژنماهاي ديوان حافظ را در هفت گروه مي توان متمايز و مطالعه نمود: ۱٫ فسق و فساد ۲٫ گناه، معصيت و زلت ۳٫ ارتکاب حرام، خبث و بدي ۴٫ لااباليگري، نادرويشي، دليري، قلندري، بدنامي و قلاشي ۵٫ نظربازي، خوشباشي و عيش و عشرت، بزم و طرب، مستي و خرابي ۶٫ زناربندي، بت پرستي، کفر و بي ديني ۷٫ تردامني، آلودگي، رندي، نفاق و تزوير