مقاله فضا و نگرش فضايي در مطالعات خاک و ژئومورفولوژي (مطالعه موردي: سرآب حوضه آبي زاينده رود) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در جغرافيا و برنامه ريزي محيطي (مجله پژوهشي علوم انساني دانشگاه اصفهان) از صفحه ۱ تا ۲۰ منتشر شده است.
نام: فضا و نگرش فضايي در مطالعات خاک و ژئومورفولوژي (مطالعه موردي: سرآب حوضه آبي زاينده رود)
این مقاله دارای ۲۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله زمان
مقاله نگرش فضايي
مقاله خاک
مقاله هندسه ريمان و فراکتال
مقاله حوضه آبي زاينده رود
مقاله ژئومورفولوژي فضايي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قيومي محمدي حميد
جناب آقای / سرکار خانم: رامشت محمدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: تومانيان نوراير
جناب آقای / سرکار خانم: معيري مسعود

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
اگر دانش ژئومورفولوژي را به تعبيري، علم شناخت هندسه سطوح ارضي و تغيير و تحولات آن بدانيم، در اولين گام براي درک بهتر مفهوم فضاي جغرافيايي، بايد با اصول و نگرش هاي مطرح شده در دانش هندسه آشنا بود. هندسه اقليدسي اشکال را ترکيبي از نقطه، خط، و سطح (پهنه) تلقي کرده، آن ها را در دو بعد و يا حداکثر سه بعد قابل تعريف مي داند. هندسه مذکور که سابقه طولاني در حوزه دانش مشاهده اي و تجربي دارد، در عصر ما دچار چالش جدي شده است. ريمان (۱۸۵۴) صحبت از هندسه فرا ابعادي نموده، بعدها اين تعبير سبب طرح هندسه چهار، ده و يازده بعدي گرديد و هندسه مزبور نه تنها شرايط جديدي را در کار فيزيکدانان، براي تفسير آفرينش و تحول آن در بستر زمان باعث گرديد که اصول هندسه اقليدسي را براي تشريح و تبيين بسياري از مسايل، ناکافي و در مواردي نادرست معرفي نمود. تولد چنين هندسه فرا ابعادي را در اصطلاح، هندسه فضايي ناميدند. هندسه فرا بعدي، اصول جديدي را بنيان نهاد و فيزيکدانان را از فيزيک کلاسيک (نيوتني)، به فيزيک کوانتوم رهنمون ساخت.
طرح هندسه فضايي در ژئومورفولوژي مباني دو ديدگاه کلاسيک (ديويسي ـ فرآيندي) را متحول ساخت و مباني ژئومورفولوژي سيستمي را تقويت بخشيد. با ورود تفکر فضايي در ژئومورفولوژي، و تغيير بنيادي در مفهوم مقياس و سطح ادراک، مفاهيم جديدي چون هندسه ريمان و فراکتال، ارگوديسيتي، کياس، تعادل ديناميک، ديناميسم فضايي ـ زماني، چند نگاره، کروم، آلومتري، پدومتري و بالاخره از همه مهمتر، بکارگيري منطق فازي به جاي منطق کلاسيک دو ارزشي ارسطويي، در تحليل ها و مباني نظري و متدولوژي پژوهش هاي ژئومرفيک مطرح شده است. اين رويکرد جديد، به خوبي قادر است شرايط ايجاد خاک هاي مــدفون شده و ديـرينه، تشکيل افق خاک آرجيليک در اقاليم سرد و مرطوب گــذشته و استمرار حضور آن در مناطق گرم و خشک کنوني، وجود مخروط هاي آبرفتي ديرينه در زير مخروط هاي آبرفتي جديد، بررسي باهاداها و فن هاي در هم تنيده و چند زمانه را تبيين و تفسير نموده و آن را در ابعاد مختلف ” فضايي ـ زماني”تصوير نمايد. بر اساس يک تحقيق موردي که در سرآب حوضه آبي زاينده رود انجام گرفته است، نتايج به دست آمده مويد نقش انکار ناپذير فضاي مورفوژنيک (و نه يک يا دو عامل) در تحولات خاک سازي و شکل زايي است. اين مقاله که برگرفته از يک طرح تحقيقاتي در دانشگاه اصفهان است، سعي بر آن دارد مفهوم فضا در ژئومورفولوژي را تشريح نموده، به تبيين دريچه هاي جديدي بپردازد. آيا اين رهيافت علمي جديد را مي توان” ژئومورفولوژي فضايي” ناميد؟