سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی ساماندهی جامعه عشایر ایران

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

علی اکبری – رئیس سازمان امور عشایر ایران
علی محمد یوسفی باصری – کارشناس دفتر فنی مرتع سازمان جنگل ها و آبخیزداری کشور

چکیده:

دامداران عشایری با داشتن بیش از ۲۴ میلیون واحد دامی در فصول مناسب سال از حدود ۳۲ میلیون هکتار مراتع کشور بهره برداری می نمایند این نوع بهره برداری در قالب نظام دامداری عشایری به همراه نظام دامداری روستایی از نظام های بهره برداری از مراتع کشور محسوب می شوند که به دلیل نوع دامداری سنتی و وابسته بودن دام به مرتع و از جهتی وابستگی تامین معیشت دامداران به دام و با وجه به گستره این دو نظام در سطح کشور و عرصه های آبخیز از نظر مدیریت منابع طبیعی و مدیریت حوزه های آبخیز و بستر حیات و کشاورزی دارای اهمیت است. از سوی دیگر این عرصه ها بنا به دلایل عدیده و خصوصا مدیریت نامناسب و بهره برداری نامطلوب دچار تخریب بی رویه گردیده و رو به نابودی است. کارشناسان عوامل زیادی را در این مدیریت نامناسب و بهره برداری نامطلوب دخیل می دانند لیکن وجود جمعیت مازاد دام و دامدار به عنوان دو عامل اصلی و عمده و محوریت عوامل دیگر نامبرده می شوند. در سال های اخیر اجرای طرح ملی تعادل دام و مرتع در وزارت جهاد کشاورزی به عنوان یکی از راه حل های اساسی در جهت کاهش این جمعیت مازاد و هدایت در جهت بهره برداری مطلوب و بهینه از منابع تولید پایه و خصوصا مراتع در حال پیگیری است . در این مقاله با مروری کلی به آخرین آمار و اطلاعات ارائه شده در طرح ملی تعادل دام و مرتع در دو بخش جمعیت انسانی و دامی وابسته به مرتع در قالب دو نظام بهره برداری عشایری و روستایی موارد بررسی و سپس با توجه به یافته های مطالعاتی و تحقیقاتی موجود به صورت کلی تر خصوصا از جنبه نظام دامداری عشایری مقایسه و تجزیه و تحلیل می گردند. آمار و اطلاعات می گویند که بیشترین وابستگی به مرتع مربوط به دام سبک (گوسفند و بز) است و تعداد دام سبک ۷۷/۸۷۴/۰۰۰ راس که متعلق به ۱/۶۵۳/۲۶۰ خانوار دامدار می باشد. بیش از ۸۹ درصد دامداران ، روستایی و تنها ۱۱ درصد عشایری هستند. همچنین ۷۱ درصد دام های سبک کشور در نظام بهره برداری روستایی و ۲۹ درصد در نظام عشایری قرار دارند حدود نیمی از کل دامداران کمتر از ۲۰ راس دام دارند و بیش از ۷۸ درصد نیز کمتر از ۵۰ راس، که ۹۴ درصد آنها روستایی و تنها ۶ درصد عشایری هستند. به طور کلی می توان گفت که بیش از هفت دهم دام سبک کشور متعلق به نه دهم جمعیت دامدار کشور که روستایی هستند می باشد و حدود سه دهم کل این دام ها متعلق به یک دهم جمعیت دامدار کشور که عشایر هستند می باشد و لذا متوسط دام در هر خانوار روستایی ۳۷/۵ راس و در عشایر ۱۲۵/۳ راس می باشد. هرچند که نظام دامداری عشایری با وجه به از هم گسیختگی ساختار سیاسی – اجتماعی ایلی عشایر- به تبع تغییر و تحولات در نظام سیاسی کشور – دچار تغییرات زیادی شده است لیکن هنوز در مقایسه با نظام دامداری روستایی دارای شاخص های مناسبی است این شاخص ها بیش از پنجاه مورد را شامل می گردند که جهت درک بیشتر موضوع در قالب پنج عنوان و اصل کلی ذیل تشریح شده اند: ۱- کم بودن جمعیت دامدار عشایری در مقایسه با روستا (تناسب نسبی جمعیت دامدار) ۲- کم بودن جمعیت دامی عشایری در مقایسه با روستا (تعدل نسبی جمعیت دام) ۳- دامداری عشایری نظام مند تر از دامداری روستایی است. ۴- مدیریت مراتع و اجرای عملیات اصلاح و احیا در مراتع عشایری بهتر انجام می گیرد (مدیریت بهتر مرتع) ۵- دامداری و مرتعداری عشایری اقتصادی تر از دامداری و مرتعداری روستایی است. در پایان نتیجه گیری می شود که با توجه به آگاهی عمومی و مهارت آحاد عشایر و وجود شاخص های نسبی ، مناسب ، اقتصادی تر بودن دامداری در کشور می بایست در برنامه ریزی و اجرای طرح های اساسی وزراتخانه در راستای حفاظت از منابع پایه آبی و خاکی و در بخش منابع طبیعی، دام و کشاورزی منجمله طرح ملی تعادل دام و مرتع و خصوصا در نظام های بهره برداری از مراتع این خصوصیات مناسب با اتخاذ روش های نوین تکمیل و تقویت گردند.