سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین همایش ملی فرهنگ عفاف و حجاب
تعداد صفحات: ۱۶
نویسنده(ها):
غفور خوئینی – دکتری فقه و حقوق اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
اکرم تاجیک – دانشجوی دوره دکتری فقه و حقوق خصوصی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر

چکیده:
یکی از مبادی ورود دولتها در گذشته، نحوه پوشش افراد جامعه بود. این دخالت گاه برخاسته از اقتدار گرایی دولت و گاه ناشی از تفکر دینی بوده است. در ایران حکومت پهلوی با دو مصوبه و یک فرمان، دخالت در نحوه پوشش مردم را بنیان گذاشت. اساسنامه لباس رسمی مأموران کشوری و قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران که هردو در سال ۱۳۰۷ شمسی به تصویب رسید به ترتیب وضعیت پوشش مأموران رسمی دولت و اتباع ذکور ایران را مورد توجه قرار داد. همچنین فرمان کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ سعی در زدودن حجاب زنان ایران و همراه نمودن آنان با ظواهر تمدن اروپایی داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قانونگذار با سه مصوبه پوشش افراد جامعه را مورد توجه قرار داد. قانون تعزیرات ۱۳۶۲، قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملاء عام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریمه دار می کند مصوب ۱۳۶۵، دو مصوبه ای است که گفتمان کیفری در این زمینه را برگزید و متعاقباً تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ با حذف مجازات حبس از ماده ۱۰۲ و تبدیل آن به جریمهف به تخفیف صبغه کیفری بدحجابی روی آورد. در نقد و بررسی گفتمان کیفری قانونگذار ایران در ارتباط با پوشش مردم باید گفت دخالت حکومت، نظارت و کنترل در این حوزه فی نفسه پسندیده است. اما باید با توجه به ارزش و کرامت والای انسان صورت گیرد و به موازات آن، ارتقای زمینه های فرهنگی در جهت پذیرش قانون و انطباق آن با قواعد رفتاری مورد توجه قرار گیرد. اجرای قانون پس از تصویب آن، ضمن اعتبار بخشیدن به مفاد آن، احترام عموم به بایدها و نبایدهای مندرج در قانون را به دنبال خواهد داشت. از این رو آنچه در گفتار حاضر بنابر حاکمیت اسلامی در ایران مدنظر ماست پیگیری قوانینی است که به طور خاص، حجاب و عفاف را موضوع قرار داده اند.