سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: اولین همایش منطقه ای بهره برداری از منابع آب حوضه های کارون و زاینده رود (فرصتها و چالشها)

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

محمدرضا شمسائی – مجری طرح گتوند علیا و کارشناس ارشد آب
حسین صمدی بروجنی – دکترای سازه های آبی و استادیار دانشگاه شهرکرد

چکیده:

در مناطق خشک و نیمه خشک بدلیل عدم تطابق ماههای بارندگی و ماههای مصرف آب و همچنین تغییرات سالانه آبدهی رودخانه ها، احداث سدهای مخزنی به عنوان مهمترین ابزار مؤثر در توسعه بهره برداری از منابع آب مطرح می باشد. در کشور ایران نیز بدلیل دارا بودن اقلیم خشک و نیمه خشک، در سالهای گذشته به موضوع سدسازی توجه خاص شده و تعداد زیادی سد ساخته شده و یا در دست ساخت یا مطالعه می باشد. عمر مفید این مخازن به دلیل نرخ بالای رسوبگذاری محدود بوده و بطور معمول مخازن سدها پس از پر شدن از رسوبات بدلایل اقتصادی و زیست محیطی قابل احیاء نبوده و برای همیشه بلا استفاده و متروکه باقی می مانند. از طرف دیگر تعداد سایتهای مناسب احداث سد در هر حوضه آبریز محدود بوده و بدین لحاظ اگرچه در زمان بهره برداری از سدها توسعه زیادی در منطقه ایجاد می شود ولی پس از اتمام عمر مفید مخازن، مناطق توسعه یافته به شدت با کمبود آب مواجه می شوند و همین امر باعث وقوع بحران در منطقه میشود و به اعتقاد برخی مدافعان زیست محیطی ابعاد خسارات و هزینه های تحمیل شده به مناطقی که بواسطه احداث سد توسعه یافته اند، پس از اتمام عمر مفید این سدها به مراتب بیشتر از منافع زودگذری است که در زمان بهره برداری از این سدها متوجه منطقه شده است و بدین لحاظ آنها معتقدند اساسأ سدسازی اقتصادی نیست. ولی یک راه حل اساسی برای تمدید عمر مفید مخازن سدها وجود دارد که همان آبخیزداری است. در صورتیکه در حوضه آبریز آبخیزداری بصورت مؤثر انجام پذیرد، میزان رسوبدهی حوضه به حداقل ممکن کاهش می یابد و در این شرایط با احداث سدهای رسوبگیر کوچک در بالادست سد اصلی و انجام لایروبی دوره ای و منظم در این سدهای رسوبگیر کوچک می توان از هرگونه رسوبگذاری در مخزن سد اصلی ممانعت بعمل آورد و زمینه بهره برداری پایدار را از منابع آب حوضه بوجود آورد.در تحقیق حاضر با بررسی میزان رسوبگذاری در مخازن سدهای کشور سعی شده وضعیت آنها مورد ارزیابی قرار بگیرد و نیمه عمر باقیمانده این مخازن برآورد شود. نتایج نشان داده متوسط نیمه عمر باقیمانده مخازن در دست بهره برداری کشور حدود ۵۰ سال است که متأسفانه رقم پائینی بوده و در صورت عدم اقدام جدی در کنترل رسوب این مخازن در آینده ای نه چندان دور بحران منابع آب در سطح کشور بوجود خواهد آمد. لذا در این مقاله سعی شده ضمن اشاره به موانع اصلی در انجام مؤثر اقدامات آبخیزداری، برخی پیشنیازها و راهکارهای مناسب و مهم برای توسعه آبخیزداری حوضه بالادست سدها ارائه گردد. نتایج نشان داده که از بین موانع متعدد اگر چهار مورد تحقق یابد در آبخیزداری کشور تحول لازم ایجاد می شود. اول آنکه سرمایه گذاری در زمینه آبخیزداری از طریق منابع مالی جدید یعنی از محل درآمدهای بخش آب(نظیر فروش آب، تولید برق آبی و …) انجام شود. دوم آنکه در چارت تشکیلاتی آبخیزداری تغییرلازم انجام شود و ضمن تشکیل مجدد شورایعالی آبخیزداری، وزارتخانه آبخیزداری و محیط زیست بوجود آید تا این وزارتخانه بتواند سایر دستگاهها را در انجام فعالیتهایشان ملزم به رعایت اصول آبخیزداری نماید و سوم آنکه متولان آبخیزداری کشور زمینه جلب مشارکتهای مردمی را بویژه در مراحل بهره برداری و نگهداری اقدامات آبخیزداری جلب نماید و چهارم آنکه اقدامات آبخیزداری با اولویت روشهای مدیریتی و بیولوژیکی انجام و روشهای سازه ای به عنوان روشهای تکمیلی مد نظر قرار گیرد.