سال انتشار: ۱۳۹۲

محل انتشار: دومین همایش ملی آینده پژوهی

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

شهزاده اشرافی – کارشناس ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه امام صادق (ع)
انسیه زاهدی – عضو هیأت علمی و معاون پژوهشی دانشگاه الزهراء (س)

چکیده:

به دلیل این که تعلیم و تربیت اساساً فعالیتی آینده نگر و به معنای پرورش نسل های آینده و انتقال میراث فرهنگی به آنان است جدایی آن از اخلاق و ارزش های اخلاقی نمی تواند فعالیتی را در این نظام صورت دهد، ضمن این که در عصری که عصر بحران و معنویت نام گذاری شده پی گیری مهم ترین روند موثر بر گذشته، حال و آینده ی آن یعنی روند بحران ها و انحطاطات اخلاقی و معنوی و راه های برون رفت از آن از طریق تعلیم و تربیت ضروری به نظر می رسد. لذا هدف از تحقیق حاضر عبارت از شناسایی مهم ترین روند تاثیرگذار بر حوزه اخلاق در جوامع به خصوص پس از انقلاب های صنعتی و مقولات و زیرمقولات مرتبط با آن در دیدگاه دانشمندان تعلیم و تربیت و شناسایی مبانی اخلاقی تربیت اسلامی به عنوان نوع مطلوب اخلاق در نظام تعلیم و تربیت و انجام تطبیق بین این دو دسته از عوامل بود. روش تحقیق در این مقاله کیفی بوده که در آن با استفاده روش تحلیل محتوا پس از شناسایی روند بحران ها و انحطاطات اخلاقی و معنوی به عنوان مقوله ی اصلی، سایر مقولات و زیرمقولات به روش استقرایی- قیاسی تا سطح مفهوم سازی پیش رفته که طی آن دو مقوله روش های قابل استفاده در محیط های آموزشی و روش های مبنی بر همکاری با خانواده )خارج از محیط مدرسه(، و چهار زیرمقوله ی تقویت نقش هنر در برنامه درسی، تقویت حس برتر و جستجوی فطرت در برابر فناوری، برای مقوله اول، و پرورش اخلاق مراقبت و تقویت ارتباط خانه و مدرسه برای مقوله دوم شناسایی شدند. جامعه آماری تحقیق برای استخراج این مقولات و زیر مقولات شامل دو دسته متون تعلیم و تربیت آینده نگر، و صاحب نظران تعلیم و تربیت بوده است که هر دو دسته به روش ملاکی با ملاک های مرتبط بودن با حوزه ی تربیت اخلاقی برای نمونه اول و داشتن اطلاعات در این زمینه برای هر دو نمونه و داشتن تحصیلات، مطالعه و سابقه شغلی در زمینه تعلیم و تربیت برای نمونه دوم شامل ۱۵ متخصص انتخاب شده اند. تحلیل محتوای انجام شده توسط متخصصان از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته در مورد هر دو مقوله و چهار زیرمقوله از طریق آزمون فریدمن بوده نشانگر توافق صاحب نظران با آن ها بوده است. پایایی آزمون از طریق آلفای کرونباخ ۰٫۶۰ به دست آمده که گویایی پایایی نسبی می باشد. نتایج مقایسه این تجربیات با مبانی تربیت اخلاقی در اسلام بیانگر این است که تفاوت این دو دسته از مفاهیم از تفاوت در مبانی جهان شناسی و انسان شناسی و نگرش آن ها نسبت به آینده بوده است که روش های تربیت اخلاقی آن ها را نیز متمایز کرده است. این دیدگاه ها از نظر مبانی غیراسلامی سه نگاه ذکرشده عبارتند از: غیرتوحیدی بودن و انسان محوری، نگاه تک بعدی به انسان و نگاه چالش بینانه)تهدیدمحور( به آینده داشتن و در مبانی اسلامی داشتن دیدگاه توحیدی و تکاملی نسبت به جهان، دو بعدی بودن انسان و دیدگاه خوش بینانه و امیدوارانه)فرصت محور( به آینده می باشد