فرض ديگردرباره درحال انتقال بودن داده ها، به موردي برمي گردد که مرتکب ، دستگاه دريافت کننده داده ها ازسامانه ها را درفاصله مناسبي قرار مي دهد، مانند يک دوربين ديجيتال که ازصفحه نمايشگر داده هاراضبط مي کند.آيادرچنين حالتي ،رفتار وي مي تواند شنود باشد؟ رسيدن به پاسخ مثبت هنگامي امکان پذيراست که داده هاي به نمايش درآمده برروي نمايشگر رادرحال انتقال انگاريم ،البته درداخل سامانه ونه جلوه ديداريـشنيداري آن .درپرتو رويکردموسع ازارتباطات ، چنانچه اين داده هاراميان cشده را بايد سرقت انگاشت .

ضمن اينکه سياق ماده (٧٤٠) چنين استدلالي را تأييدمي کند. اما برپايه ديدگاه دوم ، مباني حمايت کيفري از حريم خصوصي ارتباطي و مالکيت از داراييهاي رايانه اي و الکترونيکي اشخاص متفاوت است و بنابراين ، در حال انتقال يا ذخيره بودن داده ها نبايد مبناي ترسيم قلمرو قرار گيرد. لذاآن گونه که تبصره ماده (٧٧٦)تصريح دارد، شنود تنها به دريافت محتواي در حال انتقال محدود نميشودو بر اين اساس بايد ماده (٧٣٠) اصلاح شود. ضمن اينکه سرقت نيزبه داده هاي ذخيره شده محدود نمي شودو ممکن است نسبت به داده هاي در جريان ارتکاب يابد.

١.اين موضوع به ويژه در نظام حقوق رسانه هاو دريافت اخبارو اطلاعات اهميت دارد.براي آگاهي بيشتر،نک .: انصاري، اجزاي يک سامانه درحال انتقال بدانيم ،دريافت آنها مي تواند شنود انگاشته شود؛ مگر اينکه درماهيت داده اي آنها تشکيک شود.براي مثال ، آيامحتواي صوتي درحال پخش از بلندگوي سامانه ، داده رايانه اي به شمار مي آيديااينکه ديگرماهيت داده رابه دليل ممکن نبودن پردازش مستقيم آن به وسيله سامانه هاي رايانه اي ومخابراتي ندارد وبنابراين ،دريافت آن شنود محتواي رايانه اي انگاشته نمي شود؟ به نظر مي رسد درچنين مواردي بايدقايل به تفکيک شدودريافت هرمحتوايي راشنود ندانست وتنها به گزينه هايي بسنده کردکه محتوا ماهيت داده اي خويش راحفظ کرده باشد.

عنصر بسيارمهم ديگرشنود غيرمجاز، «غيرعمومي بودن »ارتباط ١است .اين شرط مي تواند به تحديدگستره اين جرم وروشن ترکردن مرزهاي آن باسايرجرايم کمک کند.شکل هاي نخستين ابزارها وفناوري هاي مخابراتي وارتباطي که عمدتاً دردستگاه هاي تلفن نمود يافته بودند، ارتباطات خصوصي ٢را رقم مي زدند؛ به اين معنا که تنها امکان حضور دونفر ونه بيشتر دردوسوي خط ارتباطي فراهم بود.اما پس ازپيدايش شبکه هاي ارتباطي وشکل گيري ارتباطات چندسويه ميان افراد مختلف وحتي برگزاري گردهمايي ها ونشست هاي الکترونيک ،اين حوزه ازآن جلوه خصوصي خويش فراتر رفته وشکل غيرعمومي يافته است .

به اين ترتيب ،ارتباط غيرعمومي به ارتباط خصوصي ياگروهي گفته مي شود که همه اعضاي شرکت کننده درآن نمي خواهند کسي بدون رضايت پيشيني ازآنها ازمحتواي ارتباطي مبادله اي ميان آنها آگاه شود.براي مثال ، درمحيط هاي گپ اينترنتي ،٣چندين نفر مي توانند به طور هم زمان ٤ياغيرهم زمان بايکديگربه گفتگو بپردازند.ورود شخص ثالث به اين مجموعه ودريافت محتواي مبادله اي ديگران ازسوي وي بايدبارضايت همگي آنها همراه باشد، والا مي تواند باجمع بودن سايرشرايط مشمول مجازات مقرر دراين ماده شود.

نکته بسيارمهم درباره قيدغيرعمومي بودن اين است که به ارتباطات برمـي گـردد نه محتوا.به بيان ديگر، براي احراز اين قيد،بايدبسـتر ارتبـاطي ونـه محتـواي درحـال انتقال ارزيـابي شـود.بـراي مثـال ، درجـايي کـه شخصـي محتـواي درحـال پخـش در تلويزيون کابلي رابه طور غيرمجاز دريافت مي کند، ممکن است مرتکب شنود شـناخته شود؛زيراگرچه بينندگان اين برنامه هابسيارند، اما همگاني پخش نمي شوند وبنابراين واجد وصف عمومي نيستند.