(اول) در موردی که جزو دوم کلمه ای باشد که هم به معنی فعل امر و هم به معنی اسم فاعل می آید که در صورت اول جدا و در صورت دوم متصل باید نوشت مانند« فرمانبر و نگهدار» که در این جمله : «فرمانبر خدا و نگهدار خلق باش» باید متصل نوشته شود، و در این جمله «خدای را فرمان بر ودل نگهدار » بايد منفصل نوشته شود و نظایراین بسیار است.

(دوم) در مواردی که دو کلمه گاهی برای وصف اسم (صفت مطلق ) و گاهی برای وصف فعل (قید) استعمال شود که آن دو کلمه را در صورت اول متصل و در صورت منفصل نویسند مانند بیعلم و بیزر که در این جمله « مرد بیعلم بیکاره و شخص بیزربیچاره است” باید متصل نوشته شود . و در این جمله «بی علم کاری از پیش نرود و بی زر مرادی میسر نشود » باید منفصل نوشته شود . و رعایت این نکتهٔ دقیق در کتابت کمال لزوم را دارد و اغـــلب بدان متوجه نیستند

در خط فارسی تجزیهٔ يــك کلمه خواه مفرد باشد و خواه مرکب مزجی و خواه مرکب عطفی که واوش حذف شده است جایز نیست . و مراد از تجزیه در اینجا این است که نصف کلمه را با علامتی از قبیل « – » در آخر سطر و نصف دیگرش را با همان علامت در اول سطر قرار دهند در مرکبهای اضافی از قبیل «غم دل و در خانه» و مرکبهای وصفی از قبیل «مرد بد و پیره زن و پیره مرد ومرکبها ی عطفی باواو از قبیل « گفت و شنید و خورد و خواب » و مرکبهای بمزاوجت یا اتباع که نوعی ازمرکب عطقیست از قبیل «خوار-زار-تارو مار» هم رعایت این قاعده پسندیده ومستسحن است.

در کلمات مرکبی که حرف اخر جزو اول وحرف اول جزو دوم انــه ا همجنس یامتقارب المخرج است گاهی بجای دوحرف يك حرف مشدد یا مخفف می نویسند . مانند «شبو ، شبپره ، بتر ، ز و نر ، بادا مغز، نیمن » که اصل انها شب ہوی، شب پره ، بد تر ،زود تر ، بادام مغز، نیم من است

این کلمات را میتوان به صورت اصل هم نوشت ولی باید منفصل نوشت نه متصل.