اين ماده بيش ازآنکه ناظر به امور پستي باشد، به امور مخابراتي مربوط مي شود و بنابراين ،باتوجه به تعريف گسترده اي که ازمخابرات درنصوص قانوني آمده ، به خوبي شامل سوءاستفاده هاي نوين هم مي شود ودرمقام اعمال قوانين جديدي مانند قانون جرايم رايانه اي ،بايددامنه شمول آن رامدنظر قرار داد.اين مهم درقسمت ضمانت اجراهاي مقرر براي اين جرم خواهد آمد.

همان طور که ملاحظه مي شود، قوانين برشمرده ، به ويژه ازلحاظ دربرگرفتن مرتکبان بالقوه اين گونه سوءاستفاده ها، نارسايي هاي جدي داشتند وازجامعيت لازم برخوردار نبودند.حال بايدديدماده (٧٣٠)قانون مجازات اسلامي تاچه حدتوانسته نيازهاي قانوني اين حوزه رادرحمايت ازحريم ارتباطي شهروندان برآورده کند.اين ماده مقرر مي دارد:

«هرکس به طور غيرمجاز محتواي در حال انتقال ارتباطات غيرعمومي در سامانه هاي رايانه اي يامخابراتي ياامواج الکترومغناطيسي يانوري راشنود کند، به حبس ازشش ماه تا دو سال ياجزاي نقدي ازده ميليون (٫٠٠٠ ٫٠٠٠ ١٠)ريال تاچهل ميليون (٫٠٠٠ ٫٠٠٠ ٤٠) ريال ياهردومجازات محکوم خواهد شد».

 رفتار مجرمانه

متن ماده (٧٣٠)موجز تنظيم شده وقانونگذار ازبيان عبارات توصيفي ياتوضيحي پرهيزکرده است .

حال بايدديددرپرتو سايرقوانين ومقررات وقواعد حاکم برتفسيراحکام کيفري ،واژگان و مفاهيم اين ماده رامي توان به گونه اي تبيين کردکه رويکردقانونگذار راتأمين کندياخير.

تنها واژه اي که دراين ماده براي نمايان کردن رفتار موردنظر قانونگذار آمده ، «شنود»است .

شنود درمعناي واژگاني ،به کارکردحس شنوايي اشاره دارد که اصوات محيط رابراي آدمي درک شدني مي سازد. اما در اينجا معناي خاص ومتمايزي يافته است ومنظور رفتار هنجارشکنانه اي است که قانونگذار آن راسرزنش آميزدانسته وبراي آن ضمانت اجراي کيفري پيش بيني کرده است .لذا بايدبه دنبال واژگاني بود که بتواند مفهوم دقيق ترآن رابازتاب دهد.

قانونگذار پيش تردرقوانين عبارت «استراق سمع »رابه کاربرده است (ماده ٥٨٢ قانون مجازات اسلامي ). فرهنگ هاي واژگان فارسي درتعريف اين عبارت آورده اند: «شنود، پنهاني گوش کردن سخنان ديگران بدون آگاهي ورضايت آنها يامستقيم وياغيرمستقيم از راه دستگاه هاي مخابراتي » (دهخدا، ١٣٨٩).تعريف دانشنامه اي اين عبارت به خوبي مفهوم منفي شنود رابازتاب مي دهد.ليکن پرسش اينجاست که چرا قانونگذار جرايم رايانه اي ، همين عبارت رابه کارنبرده وواژه شنود راجايگزين آن کرده است ؟ به نظر مي رسد پيدايش جنبه هاوويژگي هاي فناورانه ونوآورانه درارتکاب اين جرم ، قانونگذار رابرآن داشته تااز مفهوم سنتي اش فاصله بگيردوواژه مناسب تري راجايگزين آن کندکه باتوجه به کاربردش در عرف ، امکان تسري آن به سايرموضوعات هم وجود داشته باشد.

معادل استراق سمع درزبان لاتين ، Eavesdropping است که دردانشنامه هابرايش معناي شنيدن پنهاني فيزيکي ياحتي به وسيله ابزارهاي مخابراتي آمده است (همان ؛ گارنر،٥٢٩:١٩٩٩١).

اما درقوانين جرايم رايانه اي سايرکشورها وهمچنين کنوانسيون جرايم سايبري شوراي اروپا،١ واژه Interception به کاررفته که معناي واژگاني آن عبارت است ازمانع شدن ياجلوگيري کردن ازجريان يافتن يارسيدن به مقصد خود، مانند موشک ،موج راديويي ياهواپيما.اما معناي حقوقي آن همان است که براي Eavesdropping آمده است ٢(گارنر، ٨١٥:١٩٩٩).