سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دهمین کنگره ملی مهندسی شیمی ایران

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

عادل سالم – کارشناسی ارشد مهندسی شیمی، دانشگاه مازندران
علی اصغر قریشی – استادیار گروه مهندسی شیمی، دانشگاه مازندران
محسن جهانشاهی – استادیار گروه مهندسی شیمی، دانشگاه مازندران

چکیده:

عموما در سیستم هایی که پدیده انتقال جرم چند جزئی رخ میدهد، پدیده هایی مشاهده می شود که در انتقال یک جزء خالص به چشم نمی خوردند. این گونه پدیده ها را می توان بدلیل وجود اجزاء مختلف در یک مخلوط دانست به نحوی که حضور یک جزء می تواند میزان نفوذ اجزاء دیگر را کاهش و یا درمواردی افزایش دهد. به همین دلیل در نظر گرفتن چنین تعاملاتی میان اجزاء یک مخلوط باید در بررسی پدیده انتقال جرم چند جزیی در نظر گرفته شود. فرایندهای جداسازی غشایی مثالی مناسب برای چنین سیستم هایی می باشند و وجود چنین تعاملاتی به میزان قابل توجهی بر نحوه عملکرد غشا به عنوان یک مکمل جداساز تاثیر می گذارند. اما عموما ، مدل های انتقال جرم ارائه شده برای فرایندهای جداسازی غشایی، اثرات ناشی از حضور اجزاء مختلف را بر نفود یک جزء به خصوص درنظر نمی گیرند و انتخاب گری غشا به طور ایده آل برابر با نسبت ضرائب رسوخ اجزا، در حالت خالص در نظر گرفته می شود. در این مطالعه، مدلی برای انتقال جرم در فرایند جداسازی مخلوط بخارات توسط غشاهای غیر پلیمری ارائه شده است. مبنای این مدل، فرمولاسیون استفان – ماکسول می باشد که در آن تاثیر حضور یک جزء بر میزان انتقال جزء دیگر در قالب تعاملات سینتیکی وترمودینامیکی در نظر گرفته شده است. به منظور بررسی صحت نتایج حاصل از این مدل، فرایند آب زدایی از مخلوط بخار آب و بخار اتانول توسط غشای سیلیکالیت مورد توجه قرار گرفت. ایزوترم های جذب و نیز میزان رسوخ این اجزاء در حالت خالص و همچنین میزان رسوخ آنها در حالت مخلوط، از نتایج ارائه شده توسط ناموراو همکاران بدست آمد [۱]. نتایج پیش بینی شده توسط این مدل مطابقتقابل قبولی را با مقادیر آزمایشگاهی نشان می دهد. همچنین این نتایج نشان می دهد که میزان کوپل سینتیکی در سیستم مورد نظر ناچیز بوده و می توان از آن صرف نظر نمود. این در حالی است که میزان و اهمیتکوپل ترمودینامیکی قابل توجه بوده و بر میازن شار اجزاء تاثیر گذار خواهد بود.