مقاله مدل يابي نقش اخلاق در موفقيت سيستم هاي مديريت دانش که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۹ در سياست علم و فناوري از صفحه ۶۵ تا ۷۹ منتشر شده است.
نام: مدل يابي نقش اخلاق در موفقيت سيستم هاي مديريت دانش
این مقاله دارای ۱۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سيستم مديريت دانش
مقاله الگوي عمومي مديريت دانش
مقاله اصول اخلاقي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رضاييان فردويي صديقه
جناب آقای / سرکار خانم: قاضي نوري سيدسپهر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
امروزه، موفقيت در بازار کار، با دانشي که سازمان مي تواند توليد کند، سرعت اين دانش و ميزان انباشت دانش توليد شده، ارتباط مستقيم دارد. همچنين، سازمان هايي که فرهنگ يادگيري قوي را توسعه داده اند در خلق، اکتساب و انتقال دانش، همچنين در تعديل رفتار براي انعکاس دانش جديد کارآ هستند. از طرفي اخلاق، بحثي مهم و جدي است که تا اين مساله حل نشود شکوفایي علمي، پيشرفت صنعتي و رفاه اجتماعي رخ نخواهد داد و جامعه از آرامش خاطر و شادي برخوردار نخواهد شد. اگر دامنه اين مباحث، به حوزه هاي ديگري نيز کشيده شود، ميتوان از ارتباط مباحث فلسفه اخلاق و آن پديده ها نيز سخن گفت. مديريت دانش از جمله اين پديده ها است. پس موضوع سخن ارتباط اخلاق و مديريت دانش از منظر فلسفي است. مقاله حاضر همبستگي اصول اخلاقي و وظايف فرايند مديريت دانش را مورد بررسي قرار داده است زيرا منابع موضوع، از داشتن نگاه سيستماتيک و در نظر گرفتن اخلاق در همه ابعاد اصلي مديريت دانش رنج مي برد. براي سنجش اين موضوع، مدل مفهومي بر اساس ادبيات موضوع طراحي شده و ابزار پرسش نامه محقق ساز استفاده شده است. براي بررسي رابطه بين متغير هاي مدل از رگرسيون استفاده شده است که در اين راستا از مدل معادلات ساختاري و به طور مشخص، از مدل هاي ساختاري (تحليل مسير) استفاده گرديده است. لازم به ذکر است براي تأييد يا رد فرضيه ها از ضرايب استاندارد استفاده و همچنين براي کليه مسيرها ضريب اطمينان ۹۵ درصد و سطح خطا ۵ درصد مي باشد. نتيجه تحقيق نشان داد که رابطه بين پارامترها (مولفه ها و شاخص هاي) اخلاقي و ابعاد کارکردي (وظايف) فرايند مديريت دانش معني دار است. بين مولفه هايي مانند اعتماد فردي و گروهي، صداقت، رعايت مالکيت، کمک و همدلي، تعهد، مسووليت پذيري، محرمانگي، وجدان و دقت در صحت از يک طرف و ابعاد کارکردي الگوي عمومي مديريت دانش که شامل خلق، سازمان دهي، انتشار و بکارگيري دانش است، همبستگي وجود دارد. دليل انتخاب الگوي عمومي مديريت دانش از بين الگوهاي متعدد مديريت دانش سادگي و کامل بودن زواياي آن مي باشد.