مقاله مديريت يک برنامه مداخلاتي مبتني بر جامعه بر اساس اطلاعات حاصل از ارزشيابي فرايند: برنامه قلب سالم اصفهان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در مديريت اطلاعات سلامت از صفحه ۲۹۳ تا ۳۰۳ منتشر شده است.
نام: مديريت يک برنامه مداخلاتي مبتني بر جامعه بر اساس اطلاعات حاصل از ارزشيابي فرايند: برنامه قلب سالم اصفهان
این مقاله دارای ۱۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ارزيابي نتايج و فرايند،آموزش بهداشت
مقاله مديريت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صراف زادگان نضال
جناب آقای / سرکار خانم: علوي موسي
جناب آقای / سرکار خانم: ربيعي كتايون
جناب آقای / سرکار خانم: عابدي حيدرعلي
جناب آقای / سرکار خانم: باهنر احمد
جناب آقای / سرکار خانم: زرفشاني سونيا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: ارزشيابي برنامه هاي مداخلاتي مبتني بر جامعه، گامي اساسي و زيربنايي در راستاي اصلاح و هدايت برنامه ها به سمت اهداف نظام سلامت است. مطالعه حاضر، راهنمايي مديريت برنامه و تصميم گيري جهت اصلاح مسير از طريق ارزشيابي کيفي فرايند (Process evaluation) يک برنامه مداخلاتي/آموزشي مبتني بر جامعه تحت عنوان برنامه قلب سالم اصفهان IHHP يا Isfahan Healthy Heart Program را گزارش کرده است. اين برنامه با هدف پيشگيري و کنترل بيماري هاي غير واگير شکل گرفته است. ارزشيابي اين برنامه هدف کسب بينش نسبت به اجراي مداخلات را دنبال مي کند.
روش بررسي: مطالعه حاضر يک مطالعه کيفي است. جامعه مورد مطالعه شامل سياست گذاران، مديران، مجريان و همکاران اصلي پروژه و نيز ذي نفعان برنامه قلب سالم اصفهان بودند. مکان انجام مطالعه، مشابه با محل هاي اجراي پروژه هاي مداخلاتي برنامه در شهرستان اصفهان، زمان آغاز مطالعه سال ۱۳۸۴ و زمان پايان تحليل سال ۱۳۸۷ بود. اطلاعات از طريق انجام مصاحبه با نمونه اي هدفمند از ۶۰ نفر به دست آمده، با بهره گيري از روش تحليل محتواي کيفي مورد تحليل قرار گرفت.
يافته ها: حاصل تحليل داده هاي کيفي در قالب چندين دسته طبقه بندي شدند که چهار مورد از مهم ترين آن ها شامل تجارب از منابع، نگرش به مداخلات، عوامل انگيزشي و مشارکت پايدار گزارش گرديد.
نتيجه گيري: اين مطالعه برخي از عوامل زيربنايي موثر بر اجراي مداخلات آموزشي مرتبط با مديريت سلامت را آشکار ساخت که مهم ترين بخش آن را مي توان به عوامل انساني در سطح عاملين اجرايي تعبير کرد. نتايج مطالعه با تاکيد بر نقش حياتي منابع در پيشبرد مداخلات آموزشي نشان داد که کيفيت هاي انساني مانند نوع نگرش و ميل به حرکت به سمت تغيير، تاثير عمده اي بر پذيرش منابع مصرف شده و مداخلات آموزشي، به ويژه از جانب مديران و عاملين اجرايي داشت. پيشنهاد مي گردد که پذيرش اين برنامه آموزشي مبتني بر جامعه و برنامه هاي مشابه، از جانب مخاطبان و به ويژه عاملين اجرايي به عنوان عاملي تعيين کننده در نحوه مديريت و در نتيجه موفقيت برنامه مورد توجه قرار گيرد.