سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: چهارمین همایش ملی علوم و مهندسی آبخیزداری ایران مدیریت حوزه های آبخیز

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

غلامرضا زهتابیان – استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران
حسن خسروی – دانشجوی دکتری بیابان زدایی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران

چکیده:

یکی از عوامل جدی تخریب عرصه های منابع طبیعی در حوزه های آبخیز کشور، تبدیل اراضی جنگلی و مرتعی به عرصه های کشاورزی است . با عنایت به اینکه تامین مایحتاج اولیه انسان ها از ضروریات اساسی می باشد، نگرش کشاورزی و استفاده از عرصه می باید عوض شود . نگاه مسئولین و دست اندرکاران به شیوة کشاورزی باید یک نگاه نو و پدیدة مترقی نشات گرفته از توانمندی ها و پتانسیل های منابع طبیعی و بستر حیات باشد . کشاورزی باید در راستای توسعة پایدار و مدیریت جامع مراتع و بیابان ها قرار گیرد و نگاه زارعین نمی باید متکی بر بهره برداری از زمین به جهت تولید باشد . بلکه می باید فشار به سمت بهره برداری توسعة کشاورزی در عرصه های منابع طبیعی کاهش یابد و تولید و عملکرد به قیمت تخریب عرصه نیانجامد . لذا قبل از اتخاذ تصمیم در مورد چگونگی استفاده از زمین می باید کاربری مناسب آن تعیین نموده و پتانسیل ها، نقاط قوت و ضعف با مطالعة وضع موجود از منظر کشاورزی تعیین شود و راهکارهای روشن در جهت بررسی کاربری مطلوب اراضی بمنظور توسعة پایدار کشاورزی و جلوگیری از تخریب اراضی و بیابان زایی ارائه گردد و بدینوسیله در عین حال که باعث افزایش درجه باروری و حاصلخیزی خاک و آب می شود مایحتاج بخش کشاورزی تامین خواهد شد و توانمندی ها و پتانسیل های بخش کشاورزی در راستای توسعة پایدار شناسایی خواهد شد . که این خود گامی است در راستای توسعه پایدار مدیریت حوزه های آبخیز کشور . بدین منظور در این تحقیق اقدام به مطالعه وضعیت کلی کشاورزی کشور در اکوسیستم های مختلف از نظر شرایط آب و هوایی و اقلیمی شده که از آن جمله، مطالعات تاثیرات فعالیت های کشاورزی در روند پایداری منابع خاک حوزه های آبخیز طالقان، زنجان، کاشان، ورامین به عنوان الگو و پایلوت ارائه شده است . در انتها ضمن تجزیه و تحلیل عوامل تشدید کننده روند تخریب منابع خاک، پتانسیل های ظرفیت سازی و احیاء منابع پایه نیز مورد بررسی قرار گرفته است و بر مبنای آن استراتژی توسعه پایدار کشاورزی حوزه های آبخیز کشور ارائه شده است . نتایج نشان می دهد که اگر فعالیت های کشاورزی در راستای توسعه پایدار صورت گیرد و توانمندی اکوسیستمها، شکنندگی محیط، نواسانات جوی ( دوره های ترسالی – خشکسالی ) ، شوری و محدودیت های کشاورزی لحاظ شود، کشاورزی نقش تخریب ندارد و ضمن توسعه بیولوژیک از قبل آن تولید نیز ایجاد می شود . و اگر فعالیت های کشاورزی بدون توجه به نقاط ضعف و قوت عرصه ها صورت گیرد عامل تخریب تلقی می شود . متاسفانه به لحاظ اعمال روش های بهره برداری بی رویه، تغییر کاربری اراضی، عدم رعایت الگوی مناسب کشت ( تک کشتی و چند کشتی ) ، کاربری نهاده های کشاورزی، روش های نامساعد خاک ورزی و آبیاری، شخم بر روی اراضی شیبدار و در جهت شیب، مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی، عدم توسعه نظام های کشاورزی تلفیقی، عدم ترویج تلفیقی آفات و امراض، توسعه چاهای عمیق و نیمه عمیق، فشارهای اقتصادی وارده به کشاورزان و مشکلات سازماندهی و مدیریت منابع، روند ناپایداری مدیریتکشاورزی و تخریب منابع خاک بطور تشدید شونده در حوزه های آبخیز کشور ادامه دارد .